وصف احوال ِمن افتاد به دستان ِقلم

وصف احوال ِمن افتاد به دستان ِقلم
من نوشتم که غمی نیست بخوان سخت گذشت .
#جیرجیرک_کوچولو
دیدگاه ها (۰)

همیشه چای کم رنگ مینوشید. اگر چای پررنگ میشد، از طرف دیگر لی...

مهم نيست چه مشکلاتی داری ،اُميد راهش رو ازلابه‌لای كوچیك‌تري...

ولی خوبه با خودمون تکرار کنیم و یاد بگیریم که :میشه بدون توه...

آدم‌ها غمگینت میکنن عزیز دلم،آدم‌ها به هرچیزی چنگ میزنن،تا خ...

وصــف احــوال من افـتـاد به دسـتـان قلـممــن نوشـتـم ڪه:"غمـ...

همسایه ی دیوار به دیوار قلبممممنیاز به کاغذ و قلم نیست از قل...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط