گر چه میزد یار ما لافوفاداریدل

گر چه میزد یار ما لاف وفاداری دل
عاقبت بشکست پیمانی که با ما کرده بود

جان ز من میخواست لعلش
در بهای بوسه‌ای

بی تکلف مختصر چیزی
تمنا کرده بود…

.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۲۴)

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهو...

این حرف یه زنِ محجبه داخل ایران نیست ! سخنان آنها برای مردها...

بی کسی مردم! بی تو کم آوردم…هی بغضمو خوردمپس تو کجایی؟دنیای ...

تو بمان با من ٬ تنها تو بمان  !در دل ساغر هستی تو بجوش !من ٬...

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

آن پیک نامور که رسید از دیار دوستآورد حرز جان ز خط مشکبار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط