احساس میکنم حرف ها کافی نیستند ،

احساس میکنم حرف ها کافی نیستند ،
من روز هاست ، که با لبخندی فریبنده از درد سخن میگویمو کسی این را درک نمیکند ؛ من روز هاست درد دارم ، من حرف زدم ، با هر زبانی ، با هر لحنی ، با هر کلامی ، با هر ، چیزی ، من با زبانم سخن گفتمو کسی نشنید ، با چشمانم حرف زدمو هیچکس نفهمید ، من با قلبم فریاد کشیدم ، و این آنها بودند که فقط با چشمان خودشان دیدند ؛ هیچکس ؛ از نگاه من ، به من ، گوش نسپارید..،..
گاهی مرگ تنها چیزی‌ست که میطلبم ، میخواهم محو شوم ، میخوام ، از بین بِرَوَم ، نه نتها بخاطر خواسته خودم ، نه ، این فقط برای من نیست ، همه ، این را میخواهند ؛ زندگی کردن ، چیزیست که کمتر کسی از آن میترسد . گاهی احساس میکنم ؛
چیز هایی را را که هیچکس حس نمیکند ، درک نمیکند ، نمیفهمد..
کلماتم ، هیچگاه اینقدر مبهم نبود ، و این ابهامات ، همه از این سردرگمی ، ریشه میگیرند !¿
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

.این واژه ها را دوست ندارماین واژه ها حرف های من نیستنداحساس...

.این واژه ها را دوست ندارماین واژه ها حرف های من نیستنداحساس...

این واژه ها را دوست ندارم این واژه ها حرف های من نیستنداحساس...

این واژه ها را دوست ندارم این واژه ها حرف های من نیستنداحساس...

دنـیا قـانون عـجیبی دارد، هـفت مـیلیارد آدم،و فـقط بـا یـکی ...

نمیدانم که چه بلایی بر سرم آمده است . نمیتوانم خود را از این...

یک سری آدم ها هستند مدام ناراحت اند. هر کاری هم که کنی دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط