کجا بودی که دیشب تا سحر در فکر گیسویت

کجا بودی که دیشب تا سحر در فکرِ گیسویت
دلم خوابِ پریـشان دید و من تعبـیرها کردم

💫کاش جای شـرم، گاهی دل به دریـا می‌زدیم
این که تنهاییم، تاوانِ خجالت‌های ماست..💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

سوختم در هوسِ آتشِ رویت همه شبرنج و هجران ز کفم بُرد شکیبائی...

تو اگر باشی ومن باشم وباران باشدبه بغل میکشمت گرچه خیابان با...

تو را به قهوه چه حاجت؟ که چشم‌های خوشَتدو قهوه‌خانه‌ی دنج‌ان...

خسته از سرکار برگشتم خونه . .مشغول خوردن شام بودم که داداشم ...

خودم نوشتم حمایت لطفا

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

"بازگشت سرا،معجزهٔ غیرمنتظره" کیونگ هنوز در جایگاه انفجار زا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط