Gentlemanshusband
#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_301
ادم با شوهرش اینجوری حرف میزنه؟
_اره (داشت تلافی میکرد!)
+که اینطور باید این موضوع که زن حق نداره تو صورت شوهرش نه بیاره رو بهت یاد بدم اره بچه؟ (خودم با این موافق نیستم)
چشماشو ریز کرد و انگشت اشارشو تهدید وار جلوم تکون داد
_هی هی داری پرو میشیا دیگه تکرار نشه
+مثلا چیکار میکنی؟
_بهت اخطار دادم دیگه
+باشه بچه
ی ملاقه برداشتو سریع سمتم اومد
دستمو سپر خودم گرفتم تا اگه بزنه از خودم دفاع کنم
ولی سرسخت تر ازین حرفاست
ملاقه رو جایی حوالی کمـ..رم زد
اخی کشیدم و دستشو گرفتم
+تلافی این کارو سرت در میارم
غش غش خندید
_برو بابا این کتـ..ک خودش تلافیه
بعد میخوای تلافی تلافیو دربیاری؟ ناعادلانست
دستشو ول کردم
+باشه بخند کار تو ناعادلانست
من باحرف رو مخت یورتمه رفتم
باید تلافیو با حرف سرم خالی میکردی نه ضر.به و شتم
ملاقرو بلند کرد که یبار دیگه بزنه ولی
سریع از روی صندلی بلند شدم
+ببین بزنی بد توانشو پس میدی
سرشو کمی بالا اورد و به چشمام زل زد
_هیچ غلـ.طی نمیتونی کنی ولی شرمندم که الان گرسنمه
+اوه که اینطور
سری تکون داد و دوباره سمت قابلمه روی اجاق رفت
منم روی صندلی نشستم.
دوباره مشغول دید زدنش شدم
چند مین بعد برای هردو غذا ریختو نشست پشت میز
_خب اوکی
+دستت در.د نکنه
260 لایک
#season_Third
#part_301
ادم با شوهرش اینجوری حرف میزنه؟
_اره (داشت تلافی میکرد!)
+که اینطور باید این موضوع که زن حق نداره تو صورت شوهرش نه بیاره رو بهت یاد بدم اره بچه؟ (خودم با این موافق نیستم)
چشماشو ریز کرد و انگشت اشارشو تهدید وار جلوم تکون داد
_هی هی داری پرو میشیا دیگه تکرار نشه
+مثلا چیکار میکنی؟
_بهت اخطار دادم دیگه
+باشه بچه
ی ملاقه برداشتو سریع سمتم اومد
دستمو سپر خودم گرفتم تا اگه بزنه از خودم دفاع کنم
ولی سرسخت تر ازین حرفاست
ملاقه رو جایی حوالی کمـ..رم زد
اخی کشیدم و دستشو گرفتم
+تلافی این کارو سرت در میارم
غش غش خندید
_برو بابا این کتـ..ک خودش تلافیه
بعد میخوای تلافی تلافیو دربیاری؟ ناعادلانست
دستشو ول کردم
+باشه بخند کار تو ناعادلانست
من باحرف رو مخت یورتمه رفتم
باید تلافیو با حرف سرم خالی میکردی نه ضر.به و شتم
ملاقرو بلند کرد که یبار دیگه بزنه ولی
سریع از روی صندلی بلند شدم
+ببین بزنی بد توانشو پس میدی
سرشو کمی بالا اورد و به چشمام زل زد
_هیچ غلـ.طی نمیتونی کنی ولی شرمندم که الان گرسنمه
+اوه که اینطور
سری تکون داد و دوباره سمت قابلمه روی اجاق رفت
منم روی صندلی نشستم.
دوباره مشغول دید زدنش شدم
چند مین بعد برای هردو غذا ریختو نشست پشت میز
_خب اوکی
+دستت در.د نکنه
260 لایک
- ۹.۹k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط