ای کاش این روایت از روز عاشورا درست بود اما...💔

ای کاش این روایت از روز عاشورا درست بود اما...💔

يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم
قربان دو چشم نگرانت عباس



آبرو درخطر و مشک به دندانش بود
تیر نامرد، به یک طفل بدهکارش کرد
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

دارم یجوری حرص میخورم انگار عین موزان بعد سالها تلاش جنگیدن ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

#داستان_ضرب_المثل:👇               «عذر بدتر از گناه » ریشه ض...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

⚠️ کانال‌های حامی دکتر #قالیباف روی تصاویر ایشون صدای جناب م...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط