+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این

+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این تخت و اتاق لعنتیت شدی؟

جونگوک بدون برگشتن به سمت جیمین. بهترین رفیقش همانطور که روی تخت به پشت دراز کشیده بود خیره به سقف گفت

_من وابسته تاریکی این اتاق نشدم جیمین..من وابسته تک تک لحظاتی که تو این اتاق ساخته شده ،شدم... این تخت بوش رو هنوز روی خودش داره..این تخت هنوز هم می‌تونه منو به این باور برسونه اونو درست کنارم و تو بغلم دارم حتی اگه همش خیالات خودم باشه این تاریکی اتاق نیست که منو وابسته خودش کرده شاید تو تاریکی بهتر میتونم درخشش چشماش رو تصور کنم این همون دلیلی هست که بند بند وجودم رو محکم گره زده به این اتاق
دیدگاه ها (۲۴)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

part 35جونگکوک« آخی خوابش برد»تهیونگ«میگم بهتره دست نزنیم هم...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟤*چند ماه بعد*توی این چند ماهی که گذ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

the hardeat way ۱۰

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_10دستشو کشیدم به سمت اتاق بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط