+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این

+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این تخت و اتاق لعنتیت شدی؟

جونگوک بدون برگشتن به سمت جیمین. بهترین رفیقش همانطور که روی تخت به پشت دراز کشیده بود خیره به سقف گفت

_من وابسته تاریکی این اتاق نشدم جیمین..من وابسته تک تک لحظاتی که تو این اتاق ساخته شده ،شدم... این تخت بوش رو هنوز روی خودش داره..این تخت هنوز هم می‌تونه منو به این باور برسونه اونو درست کنارم و تو بغلم دارم حتی اگه همش خیالات خودم باشه این تاریکی اتاق نیست که منو وابسته خودش کرده شاید تو تاریکی بهتر میتونم درخشش چشماش رو تصور کنم این همون دلیلی هست که بند بند وجودم رو محکم گره زده به این اتاق
دیدگاه ها (۰)

از دور تـورا دوست دارم. بدون هیچ عطـری، آغـوشی، لمـسی یا حتی...

حاضرم با گناه بوسىدن لب هایت به جهنم سقوط کنم و آنجا با افتخ...

my love part 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط