رزی عاشقششش شدییییی
𝒑𝒂𝒓𝒕:6
رزی: عاشقششش شدییییی
ا/ت: چی نبابا
سوجین : با این حرفت قطعا عاشقش شدی
میا: ولی آخه این همه آدم چرا عاشق اون باید بشی
ا/ت: اولاً من عاشقش نیستم دوما اون مشکلی نداره واقعاا ک مثلا فکر میکردم شما دوستامین من میرمم خدافظ خودتون خوش باشید.
رفتم پالتومو برداشتم و یه تاکسی گرفتم و رفتم خونه
ا/ت: وای خدا من چم شده چرا بخاطر اون پسره با دوستای چندسالم اینطوری رفتار کردم ولی اونا راستم میگن من انگاری واقعا عاشقش شدم ولی آخه اون خلافکاره کلی آدم کشته چطوری میتونم عاشق همچین آدمی بشم الانم داخل زندانه و معلومم نیست زنده بمونه با اون خلافایی که کرده شک دارم حکم اعدادم براش نبرن
صبح ساعت ۸
سرباز:کیم تهیونگ
(دیگه مینویسم ته بجای تهیونگ) ته: بله چیشده ،،. منو اورد بیرون و بهم دستبند زد و بردم سمت یه ون سوار شدم و بعد یه ساعت رسیدیم وقتی پیاده شدم کلی خبرنگارو عکاس ریختن سرم ولی سریعا منو بردن داخل
ته:وارد شدیم و من رفتم نشستم و وکیلمم کنارم بود
وکیل: تهیونگ
ته:هومم
و،ک: کلی تحقیق کردم ولی متاسفانه نتونستم بفهمم کی لوت داده
ته: معلومه دیگه کار اون هر..زس
قاضی:ساکتتتتت همگیییی ساکتت
وکیل: آقای قاضی الان مگه نباید شاهد اینجا باشن چرا نیستن
قاضی: اونش به شما مربوط نیست الان اینجا اومدین تا من حکم آقای کیم رو بدم یا فضولی کنید؟
وکیل: (زیر زبونی) خبر مرگش قاضیه مردک کچل
قاضی: حرفی زدین آقای وکیل؟
وکیل:نه ،نه،بفرمایید شروع کنید
فضا ساکت بود. صدای قلم قاضی روی میز چوبی آخرین صدایی بود که شنیده میشد. سپس با صدایی محکم و آرام گفت:
قاضی:دادگاه عالی ( بچه ها دادگاه عالی واقعا هست و الکی نیست یعنی همچین دادگاهی توی سئول هست)سئول در تاریخ امروز، جلسه رسیدگی به پرونده شماره ۲۴۷۵ ـ متهم “کیم تهیونگ” ـ را آغاز میکنیم
متهم، متولد ۱۹۹۵، متهم به قتل عمد چهلوچهار نفر، قاچاق مواد مخدر در سطح بینالمللی و عضویت فعال در شبکههای مافیایی است.
همهی افراد موظف به حفظ سکوت و رعایت نظم دادگاه هستند.
دادگاه اکنون رسمی اعلام میشود.»
بعد نگاهی کوتاه به تهیونگ انداخت، چشمای سردش لحظهای روی او مکث کرد.
قاضی:متهم در جای خودت وایسا»
ادامه دارد....
لایک ________ فالو________ کامنت (عالیو بی نظیر و اینا نباشه لطفاً آخه مگه من اینارو مینویسم که برام مینویسید)
یادتون نره✨✨🎀💋
رزی: عاشقششش شدییییی
ا/ت: چی نبابا
سوجین : با این حرفت قطعا عاشقش شدی
میا: ولی آخه این همه آدم چرا عاشق اون باید بشی
ا/ت: اولاً من عاشقش نیستم دوما اون مشکلی نداره واقعاا ک مثلا فکر میکردم شما دوستامین من میرمم خدافظ خودتون خوش باشید.
رفتم پالتومو برداشتم و یه تاکسی گرفتم و رفتم خونه
ا/ت: وای خدا من چم شده چرا بخاطر اون پسره با دوستای چندسالم اینطوری رفتار کردم ولی اونا راستم میگن من انگاری واقعا عاشقش شدم ولی آخه اون خلافکاره کلی آدم کشته چطوری میتونم عاشق همچین آدمی بشم الانم داخل زندانه و معلومم نیست زنده بمونه با اون خلافایی که کرده شک دارم حکم اعدادم براش نبرن
صبح ساعت ۸
سرباز:کیم تهیونگ
(دیگه مینویسم ته بجای تهیونگ) ته: بله چیشده ،،. منو اورد بیرون و بهم دستبند زد و بردم سمت یه ون سوار شدم و بعد یه ساعت رسیدیم وقتی پیاده شدم کلی خبرنگارو عکاس ریختن سرم ولی سریعا منو بردن داخل
ته:وارد شدیم و من رفتم نشستم و وکیلمم کنارم بود
وکیل: تهیونگ
ته:هومم
و،ک: کلی تحقیق کردم ولی متاسفانه نتونستم بفهمم کی لوت داده
ته: معلومه دیگه کار اون هر..زس
قاضی:ساکتتتتت همگیییی ساکتت
وکیل: آقای قاضی الان مگه نباید شاهد اینجا باشن چرا نیستن
قاضی: اونش به شما مربوط نیست الان اینجا اومدین تا من حکم آقای کیم رو بدم یا فضولی کنید؟
وکیل: (زیر زبونی) خبر مرگش قاضیه مردک کچل
قاضی: حرفی زدین آقای وکیل؟
وکیل:نه ،نه،بفرمایید شروع کنید
فضا ساکت بود. صدای قلم قاضی روی میز چوبی آخرین صدایی بود که شنیده میشد. سپس با صدایی محکم و آرام گفت:
قاضی:دادگاه عالی ( بچه ها دادگاه عالی واقعا هست و الکی نیست یعنی همچین دادگاهی توی سئول هست)سئول در تاریخ امروز، جلسه رسیدگی به پرونده شماره ۲۴۷۵ ـ متهم “کیم تهیونگ” ـ را آغاز میکنیم
متهم، متولد ۱۹۹۵، متهم به قتل عمد چهلوچهار نفر، قاچاق مواد مخدر در سطح بینالمللی و عضویت فعال در شبکههای مافیایی است.
همهی افراد موظف به حفظ سکوت و رعایت نظم دادگاه هستند.
دادگاه اکنون رسمی اعلام میشود.»
بعد نگاهی کوتاه به تهیونگ انداخت، چشمای سردش لحظهای روی او مکث کرد.
قاضی:متهم در جای خودت وایسا»
ادامه دارد....
لایک ________ فالو________ کامنت (عالیو بی نظیر و اینا نباشه لطفاً آخه مگه من اینارو مینویسم که برام مینویسید)
یادتون نره✨✨🎀💋
- ۲۳۰
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط