یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم» .

یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم» .
‏تا آن زمان هیچ واژه ای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود. ‏ولی «عزیزترینم» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، « ترینِ » آنهایی!‌‏
😇😇❤🦋
دیدگاه ها (۰)

.🍁چشمهایت تمام چیزیست...🍁که از زندگی می خواهم...🍁نگاهت را که...

روزمون مبارک 🥰🦋🦋🦋🦋🦋

واسه تَپشِ این قــلـــــ♡ـــــــبهمیشه بهونه‌ای...🦋

چه بےتابانہ میخواهمت... شبیه غزل‌هاے حافظبراے شاخہ نبات..مثل...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

این داستانی است درباره‌ی قلبی که می‌خواست دایره‌ی نورش را بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط