رئیس جئون قبوله لبخند پیروزمندانه

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞
#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁷


رئیس جئون : قبوله ( لبخند پیروزمندانه )

پدر بزرگ : شروع کنیم ؟

رئیس جئون : شروع کنیم

تهیونگ : پدر بزرگ منظورت چیه که شروع کن.....

پدر بزرگ : تهیونگ ساکت

تهیونگ : یعنی چی ساکت ب.....

پدر بزرگ : خفه ( عربده )

تهیونگ : من خفه نمی شم اصلا چرا باید بشم من حاضرم برای دفاع از کوچکترین خواهرم هر کاری بکنم و توهم حق نداری دخالت کنی پدر بزرگ کاترینا خودش نامزد داره ذاتاً اون به جونگ کوک هیچ احتیاجی نداره .... تو رسماً الان داری کاترینا رو با قمار می فروشی باورم نمیشه اصلا انتظار همچنین چیزی ازت نداشتم

تهیونگ از عصبانیت صورتش کاملا قرمز شده بود و همه حرفاشو تند تند و بدون مکث می گفت
از قیافه کیم بزرگ فهمیده بودم که اونم عصبانی اونم چه عصبانی دستاش می لرزید رسماً ...

پدربزرگ : وقتی میگم حرف نزن یعنی حرف نزن

خیلی تند بلند شد که یکی حواله صورت تهیونگ کنه که ...........

رئیس جئون : عههههه.... کیم چرا اینجوری می کنی بیا بشین مرد

خودشو کنترل کرد و بعد با آرامش نشست

پدر بزرگ : پسره پررو..

پدرم روبه تهیونگ کردو گفت

رئیس جئون : ببین پسر جون تو هیچوقت نمی تونی تشخیص بدی که کی قراره برنده بشه
بلکه خود پدر بزرگت برنده شد چه معلوم !

بعد تهیونگ با همون چشمای خون بهم نگاه کرد منم برای اینکه ارامششو حفظ کنه چشمامو ملایم بستم و سرمو چند بار آروم بالا پایین کردم و دوباره چشمامو باز کردم
انگار کمی آروم شد
پس قمارو شروع کردن.......
قماری که معلوم نبود کی بازنده‌س کی برنده


ادامه دارد...

شرط: ۱۰ لایک

#قدرت_ازدواج
دیدگاه ها (۱۲)

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁸( ویو تهیون...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁹تهیونگ : چج...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞 #𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶رئیس جئون ...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁵از طریق پله...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞 #𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ²جواب دادم*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط