رئیس جئون خب کیم تو سر چی شرط بندی می کنی
𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞
#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶
رئیس جئون : خب ..... کیم تو سر چی شرط بندی می کنی؟
کیم بزرگ سرفه ای کرد
پدر بزرگ : انگار خیلی استرس داری
راستش چیز زیادی نمی خوام
من م..واد هایی که سه سال پیش ازم گرفتی رو می خوام و از همه مهم تر... شهرتمو
رئیس جئون : کیم ..... خیلی بی شرمی
پدر بزرگ : منظورت چیه؟
رئیس جئون : بعد از اون کاری که با زنم کردی انتظار داشتم بگی همین که اومدی باهام قمار خودش خیلیه
پدر بزرگ : اولن اون اشتباه پسرم بود که تقاصشو با جونش داد دوم اینکه قمار بدون شرط بندی اسمش قمار نیست ...... اسباب بازیه ( جدی )
و اینم هست این تو بودی که شهرتمو ازم گرفتی و پس ندادی...
رئیس جئون : خیلی خب خیلی خب ..
من هم م..واد مخ..در هارو و هم شهرت قدرتمند ترین مافیای آسیای شرق رو بهت می دم
پدر بزرگ : عالیه !
خب.. تو چی می خوای ؟
پدرم نیشخندی زد و به صندلی تکیه کرد و دست به سینه گفت
رئیس جئون : مال من خیلی چیز کوچیکیه
پدربزرگ : چیه حالا ؟
رئیس جئون : کوچک ترین نوه ت رو می خوام
پدر بزرگ : کدوم ؟
کمی به فکر رفت
پدر بزرگ : کاترینا رو می گی ؟
رئیس جئون : درسته !
کاترینا رو به عنوان عروس برای پسرم جونگ کوک می خوام
به منی که پشت سر پدرم بودم نگاه کرد
از نگاهش سوال می بارید
پدر بزرگ : چرا اون وقت ؟
رئیس جئون : خب... دلایل زیادی داره ولی اگه یکی از دلیل هاشو می خوای بدونی اینه که چرا باید اجازه بدم دختری به اون خوشگلی در دست چول هوی روانی به فنا بره....هوم؟
پدر بزرگ : اره فکر خوبیه!
ولی بنظرت بعد ازدواج با جونگ کوک بیشتر در معرض خطر نیست؟
رئیس جئون :معلومه که نه ما ازش محافظت می کنیم
البته ما نه جونگ کوک
پدربزرگ : خیلی خب .... قبول می کنم
اگه تو بردی من بهت کاترینا رو می دم اگه من بردم شهرتم و م..واد هایی که سه سال پیش ازم گرفتی می دی
قبوله ؟
رئیس جئون : قبوله ( لبخند پیروزمندانه )
ادامه دارد....
#قدرت_ازدواج
#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶
رئیس جئون : خب ..... کیم تو سر چی شرط بندی می کنی؟
کیم بزرگ سرفه ای کرد
پدر بزرگ : انگار خیلی استرس داری
راستش چیز زیادی نمی خوام
من م..واد هایی که سه سال پیش ازم گرفتی رو می خوام و از همه مهم تر... شهرتمو
رئیس جئون : کیم ..... خیلی بی شرمی
پدر بزرگ : منظورت چیه؟
رئیس جئون : بعد از اون کاری که با زنم کردی انتظار داشتم بگی همین که اومدی باهام قمار خودش خیلیه
پدر بزرگ : اولن اون اشتباه پسرم بود که تقاصشو با جونش داد دوم اینکه قمار بدون شرط بندی اسمش قمار نیست ...... اسباب بازیه ( جدی )
و اینم هست این تو بودی که شهرتمو ازم گرفتی و پس ندادی...
رئیس جئون : خیلی خب خیلی خب ..
من هم م..واد مخ..در هارو و هم شهرت قدرتمند ترین مافیای آسیای شرق رو بهت می دم
پدر بزرگ : عالیه !
خب.. تو چی می خوای ؟
پدرم نیشخندی زد و به صندلی تکیه کرد و دست به سینه گفت
رئیس جئون : مال من خیلی چیز کوچیکیه
پدربزرگ : چیه حالا ؟
رئیس جئون : کوچک ترین نوه ت رو می خوام
پدر بزرگ : کدوم ؟
کمی به فکر رفت
پدر بزرگ : کاترینا رو می گی ؟
رئیس جئون : درسته !
کاترینا رو به عنوان عروس برای پسرم جونگ کوک می خوام
به منی که پشت سر پدرم بودم نگاه کرد
از نگاهش سوال می بارید
پدر بزرگ : چرا اون وقت ؟
رئیس جئون : خب... دلایل زیادی داره ولی اگه یکی از دلیل هاشو می خوای بدونی اینه که چرا باید اجازه بدم دختری به اون خوشگلی در دست چول هوی روانی به فنا بره....هوم؟
پدر بزرگ : اره فکر خوبیه!
ولی بنظرت بعد ازدواج با جونگ کوک بیشتر در معرض خطر نیست؟
رئیس جئون :معلومه که نه ما ازش محافظت می کنیم
البته ما نه جونگ کوک
پدربزرگ : خیلی خب .... قبول می کنم
اگه تو بردی من بهت کاترینا رو می دم اگه من بردم شهرتم و م..واد هایی که سه سال پیش ازم گرفتی می دی
قبوله ؟
رئیس جئون : قبوله ( لبخند پیروزمندانه )
ادامه دارد....
#قدرت_ازدواج
- ۶.۹k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط