گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد

گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد؛ معنایى که به لحظه‌هاىِ بى‌شمارش، عمق ببخشد. گویى روحمان در جستجوىِ یک «پناهگاهِ» امن است؛ جایى که در آن، خودِ واقعى‌اش را بدونِ ترس از قضاوت، بازتاب دهد.

وقتى حضورِ یک نفر، این حسِ عمیقِ «بودن» را به زندگى تزریق مى‌کند، وقتى نگاهش به تو، اطمینان مى‌دهد که «همه چیز درست مى‌شود»، آنجاست که مى‌فهمیم عشق، فراتر از یک حسِ گذراست. عشق، آن انتخابِ آگاهانه‌اى است که به ضعف‌هاىِ وجودمان، حرمت مى‌بخشد و به ما جرأتِ پذیرشِ خودمان را مى‌دهد.

این پیوندِ عمیق، به روزها چارچوب مى‌دهد و به شب‌ها آرامش. در دنیایى که هر لحظه در حالِ تغییر است، ایستادن در کنارِ کسى که به تو یادآور مى‌شود چگونه مى‌توان به «لحظه» تکیه کرد، ارزشمندترین تجربه‌یِ زندگى است.

این دوست داشتن، نه از سرِ نیاز، که از سرِ ارزشی است که آن حضورِ خاص، به هستىِ ما بخشیده است. دوست داشتن، تجربه‌ىِ تماشایِ بهترین نسخه‌یِ وجودمان در آینه‌یِ دیگرى است.

---- مجله احساسات شگفت انگیز ----

#عاشقانه #ابراز_علاقه #عشق #دوست_داشتن #ابراز_احساسات #عاشقانه #معشوق
دیدگاه ها (۶)

بعضی عشق‌ها از جایی شروع می‌شوند که عقل عقب می‌کشد و دل جلو ...

یک بار هم این دوستت دارم را؛به کسی نه، به خود خودت بگو.خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط