بعضی عشق‌ها از جایی شروع می‌شوند که عقل عقب می‌کشد و دل ج

بعضی عشق‌ها از جایی شروع می‌شوند که عقل عقب می‌کشد و دل جلو می‌آید.
نه به خاطر کمبود، نه از سرِ هیجانِ لحظه‌ای؛
از یک کشش عمیق و خاموش که انگار سال‌ها منتظر بوده خودش را نشان بدهد.

گاهی آدمی که همه‌چیز دارد، ناگهان کنار کسی آرام می‌شود که از نظر دنیا «هم‌سطحش» نیست.
اما روان انسان با معیارهای بانک و شناسنامه کار نمی‌کند؛
با «امنیتِ عاطفی» کار می‌کند.
با آن حسی که کنارش می‌توانی خودِ واقعی‌ات باشی، بی‌نقاب، بی‌ادعا.

عشق وقتی عمیق است که تو را به نسخه‌ی صادق‌تری از خودت تبدیل کند.
وقتی کنارش لازم نیست نقشِ قوی بودن بازی کنی.
وقتی می‌توانی سرت را بگذاری روی شانه‌ای که شاید سال‌ها از تو جلوتر راه رفته،
اما هنوز بلد است چطور دلِ یک نفر را جوان نگه دارد.

پیری عددِ روی تقویم است؛
اما خستگی، نتیجه‌ی نادیده گرفته شدن است.
و جوانی، نتیجه‌ی دیده شدن.
آدمی که عاشق می‌شود، در چشمِ معشوق دوباره متولد می‌شود.
چون دیده می‌شود.
چون انتخاب می‌شود.
چون برای کسی «کافی» است.

گاهی یک لبخند آرام، یعنی قلبی که هنوز جرأت نمی‌کند کامل باور کند،
اما تهِ تهِ وجودش گرم شده.
گرمایی که نه از ثروت می‌آید، نه از جوانی؛
از این اطمینان می‌آید که یکی هست که دلش بی‌دلیل سمت تو می‌تپد.

عشقِ بالغ، جنگِ برتری نیست؛
رقابتِ سن و جایگاه نیست.
یک انتخابِ آگاهانه است:
«من تو را می‌خواهم، نه برای کامل کردن کمبودهایم،
بلکه برای کامل‌تر تجربه کردن زندگی.»

و این، نادرترین شکلِ دوست داشتن است.

---- مجله احساسات شگفت انگیز ----

#عاشقانه #عشق #ابراز_علاقه #ابراز_احساسات #حس #احساس #معشوق #ارتباط_متقابل #احساسات
دیدگاه ها (۱)

گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد؛ م...

یک بار هم این دوستت دارم را؛به کسی نه، به خود خودت بگو.خودت ...

گاه در عمق وجودمان، جرقه‌ای می‌خورد که نورش تا سال‌ها، تاریک...

گاهی آدم‌ها دنبال زیبایی نمی‌گردن، دنبال آرامشی می‌گردن که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط