.

.


در دلم هستی اگرچه دوری از چشمان من
هیچ عشقی این چنین ریشه نزد در جان من

دوستت دارم به حدی که سپاه عقل هم
نیست دیگر چون گذشته گوش بر فرمان من

شوق وصلت سایه دارد بر سر رسوایی‌ام
ترس رسوایی ندارد شوق بی‌پایان من
دیدگاه ها (۶)

تو را فراسوی انتظار می خواهمآن سوتر از خودموآنقدر دوستت دارم...

هر صبح بیدار میشوم و باز یادم می‌ رود چقدر دوری ،که چقدر دور...

گردنه حیران ازبالای جنگل فندقلو.اردبیل نمین

دشت بابونه.اردبیل .نمین

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط