ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:19
ا.ت:چون نذاشتی بگم*بلند
کوک:ببخشید *بغض
ا.ت:فایده نداره معذرت خواهیت فایده نداره دیگه کار از کار گذشته ..الان من چیکار کنم ها تو تمام این مدت حرصتو با کتک زدنم خالی میکردی ولی من چی من الان چیکار کنم چطوری حرفمو خالی کنم چطوری هانن*داد
کوک:.....
ا.ت:واقعا ازت متنفرم *گریه
فقط سرمو انداختم پایین و اروم و بی صدا اشک ریختم که کم کم متوجه شدم داره به خودش آسیب میزنه مهکم از موهاش گرفته بود و فشار می‌داد داشت عین یه روانی رفتار میکرد
کوک:ا.ت بس کن*بغض
ا.ت:ولم کن
کوک:بسه ا.ت
ا.ت:ولم کن*داد
طوری صورتو سرشو می‌مالید که انگار میخواد پوستشو بکنه دستاشو گرفتم تا مانع کارش بشم
ا.ت:ا.ت بسه ..لطفا*گریه
ا.ت:ولم کن کوک ولم کن به من دست نزن ولم کن*بلند
محکم بغلش کردم تنها کاری بود که میتونستم بکنم
ا.ت:ولم کن.ولم کن*گریه شدید
کوک:اروم باش ا.ت*گریه
ا.ت:*گریه
کوک:لطفا اروم باش عزیزم اروم*گریه
.......
ا.ت رو کاناپه خوابش برده بود منم رو پله های جلوی در نشسته بودم و با خودم درگیر بودم
کوک:من چیکار کردم
پسره ابله این چه کاری بود اخه دیوونه الان چیکار کنم چه غلطی بکنم اگه بزاره بره چی حق با یونگی بود من با این کارام فقط به ا.ت صدمه زدم فقط عشقمو خودمو نابود کردم.....

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۰)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:18دستاشو کشید رو صورتش و...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:17 ولی اهمیت ندادم و از ...

سناریو بونتن پارت۴

part. 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط