اَز کودَکی بازارِ نازَم داشت رونَق‌

اَز کودَکی بازارِ نازَم داشت رونَق‌
اَوَّل خَریدارِ اَداهایَم، پِدَر بود..!
دیدگاه ها (۲)

دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمدمگر آن مطرب جان‌ها ز پرده...

بیا که در غم عشقتمشوشم بی‌توبیا ببین که در این غمچه ناخوشم ب...

از میان مار ها گذشتم ولی مرا یک پروانه کشت (:زوج نازم کاش تو...

پدر و مادرم خیر ببینندکه مرا از کودکی عاشق دربار تو بار آورد...

قسمت اول از سریال رضاشاه و ساعت زمان: پرده برداری از راز کود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط