پارت
پارت9
انتخاب من
با صدای عکس گرفتن از هم جدا شدیم ولی کسی که
از ما عکس گرفت کی بود؟
"صبح"
ا.ت ویو
واقعا باورم نمیشه دیشب جونگکوک منو بوسید ازش بعید
بود ولی من چرا اینارو میگم نکنه نکنه من عاشقش شدم؟
وای امکان نداره.ولی همیشه همه بهم میگفتن به دنبال
احساساتم برم.اون یوری رفته رو مخم باید امروز برم
و کرم بریزم لباسامو پوشیدم و آماده شدم که مادرم اومد
م.ت=ا.ت دخترم لیا میخواد ببینتت!
ا.ت=واقا مطمئنی؟
م.ت=آره دخترم مطمئنم
ا.ت=واای امیدوارم باهام آشتی کنه
م.ت=مگه قهر بودنتون تو اون حد بود که همو نمیبینین؟
ا.ت=این دوران سختی بود ولی امید وارم بتونم
بگذرانمش.(ا.ت اول یه بستنی خرید بعد رفت پیش لیا)
ا.ت=سلام لیا
لیا=سلام
ا.ت=خوبی؟نگرانت بودم
لیا=آره خوبم
ا.ت=لیا چیزهایی درباره ی جونگکوک فهمیدم باید بهت
بگم
لیا=چه چیزی میتونه درمورد جونگکوک بشه که به من
بگی؟
ا.ت روی تخت کنار لیا نشست و لب زد
ا.ت=یادته راننده یه ماسک رو صورتش داشت؟من همون
ماسک رو تو کمد جونگکوک دیدم!
لیا=امکان نداره کار اون باشه امکان نداره نمیتونه حقیقت
داشته باشه _نه نه نه
ا.ت=لیا اروم باش اروم باش چرا امکان نداره اون باشه
اصلا تو بگو ببینم تو چه نسبتی باهاش داری؟میدونی که
چقدر آدم خطرناکیه؟
لیا=چی خطرناک؟
لیا=برادرش یچیزهایی راجبش و عشق یک طرفه یک
دختر بهش بهم گفت اوت دختر از داخل نابود شد
لیا=تو خودت عاشقش شدی و میخوای از من دورش کنی
اینا همش دروغه(داد)
ا.ت=من دوستتم لیا!من بدی تورو نمیخوام و درضمن
عاشق یه همچین کسی هم نمیشم اینو تو ذهنت فرو کن
لیا=بووووود بیرونن(داد)
ا.ت=باشه میرم ولی بدون این عشق عاقبت خوبی نداره
لیا ویو
این امکان نداره جونگکوک آدم خیلی خوبیه این کارو با
من نمی کنه اون اون منو دوست داره امکان نداره!کاسه ی
بستنی دستم رو کوبیدم زمین جوری که تکه های شیشه
همه جا پخش شدن
ا.ت ویو
اعصابم خورد شد با اون حرفش اون فکر میکنه من
میخوام بهخاطر اون جونگکوک بیام برینم تو رابطه
دوستیمون!اشکامو پاک کردم و به راهم ادامه دادم که
رسیدم به مدرسه
"اَفتِر کلَس"
رفته بودیم سالن غذاخوری مثل همیشه جونگکوک و
یوری باهم نشسته بودن هه تعجب نکردم ولی خب
رفتم پیششون
ا.ت=سلام بچه ها چه خبر چیکار می کنین؟
یوری=مگه کوری؟نمیبینیم غذا میخوریم برو مزاحم ما
نشو
جونگکوک=.....
ا.ت=تو مطمئنی دوست پسرت دوستت داره؟و چشم
چرانی نمیکنه؟
یوری=چرند نگو عوضی جونگکوک فردی اهل این کارا
نیست
ا.ت=پس چرا دیروز منو بوسید؟یوری=چی؟جونگکوک؟
جونگکوک کارشو انکار کرد ولی همون موقع.....
انتخاب من
با صدای عکس گرفتن از هم جدا شدیم ولی کسی که
از ما عکس گرفت کی بود؟
"صبح"
ا.ت ویو
واقعا باورم نمیشه دیشب جونگکوک منو بوسید ازش بعید
بود ولی من چرا اینارو میگم نکنه نکنه من عاشقش شدم؟
وای امکان نداره.ولی همیشه همه بهم میگفتن به دنبال
احساساتم برم.اون یوری رفته رو مخم باید امروز برم
و کرم بریزم لباسامو پوشیدم و آماده شدم که مادرم اومد
م.ت=ا.ت دخترم لیا میخواد ببینتت!
ا.ت=واقا مطمئنی؟
م.ت=آره دخترم مطمئنم
ا.ت=واای امیدوارم باهام آشتی کنه
م.ت=مگه قهر بودنتون تو اون حد بود که همو نمیبینین؟
ا.ت=این دوران سختی بود ولی امید وارم بتونم
بگذرانمش.(ا.ت اول یه بستنی خرید بعد رفت پیش لیا)
ا.ت=سلام لیا
لیا=سلام
ا.ت=خوبی؟نگرانت بودم
لیا=آره خوبم
ا.ت=لیا چیزهایی درباره ی جونگکوک فهمیدم باید بهت
بگم
لیا=چه چیزی میتونه درمورد جونگکوک بشه که به من
بگی؟
ا.ت روی تخت کنار لیا نشست و لب زد
ا.ت=یادته راننده یه ماسک رو صورتش داشت؟من همون
ماسک رو تو کمد جونگکوک دیدم!
لیا=امکان نداره کار اون باشه امکان نداره نمیتونه حقیقت
داشته باشه _نه نه نه
ا.ت=لیا اروم باش اروم باش چرا امکان نداره اون باشه
اصلا تو بگو ببینم تو چه نسبتی باهاش داری؟میدونی که
چقدر آدم خطرناکیه؟
لیا=چی خطرناک؟
لیا=برادرش یچیزهایی راجبش و عشق یک طرفه یک
دختر بهش بهم گفت اوت دختر از داخل نابود شد
لیا=تو خودت عاشقش شدی و میخوای از من دورش کنی
اینا همش دروغه(داد)
ا.ت=من دوستتم لیا!من بدی تورو نمیخوام و درضمن
عاشق یه همچین کسی هم نمیشم اینو تو ذهنت فرو کن
لیا=بووووود بیرونن(داد)
ا.ت=باشه میرم ولی بدون این عشق عاقبت خوبی نداره
لیا ویو
این امکان نداره جونگکوک آدم خیلی خوبیه این کارو با
من نمی کنه اون اون منو دوست داره امکان نداره!کاسه ی
بستنی دستم رو کوبیدم زمین جوری که تکه های شیشه
همه جا پخش شدن
ا.ت ویو
اعصابم خورد شد با اون حرفش اون فکر میکنه من
میخوام بهخاطر اون جونگکوک بیام برینم تو رابطه
دوستیمون!اشکامو پاک کردم و به راهم ادامه دادم که
رسیدم به مدرسه
"اَفتِر کلَس"
رفته بودیم سالن غذاخوری مثل همیشه جونگکوک و
یوری باهم نشسته بودن هه تعجب نکردم ولی خب
رفتم پیششون
ا.ت=سلام بچه ها چه خبر چیکار می کنین؟
یوری=مگه کوری؟نمیبینیم غذا میخوریم برو مزاحم ما
نشو
جونگکوک=.....
ا.ت=تو مطمئنی دوست پسرت دوستت داره؟و چشم
چرانی نمیکنه؟
یوری=چرند نگو عوضی جونگکوک فردی اهل این کارا
نیست
ا.ت=پس چرا دیروز منو بوسید؟یوری=چی؟جونگکوک؟
جونگکوک کارشو انکار کرد ولی همون موقع.....
- ۶.۰k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط