Part 37:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
37:
تو ماشین بودیم که یاد حرف تهیونگ افتادم....
{فلش بک به روز نامزدی:}
داشتیم میرفتیم بیرون که.....
_ات،وایسا.
+بله؟
_میدونی که ما از امروز به بعد رسما زن و شوهریم....
+خب؟
_پس بخاطر دلایلی تو باید بهم بگی که کی کجا میری!اوکی؟
+برای چه دلایلی؟
_اوکی؟
+باشه.
{فلش بک به زمان حال:}
تازه دو هزاریم افتاد،پس سریع بهش زنگ زدم؛
ت_بله؟
ت+سلام،خوبی؟
ت_خوبم مرسی کاری داشتی؟
خیلی سرد بود.....
ت+نه فقط خواستم بگم من دارم میرم بیرون،چون دیروز گفتی تازه یادم افتاد..
ت_الان کجایی؟
ت+تو ماشین.
ت_من نگفتم انقدر دیر بگو.
☆ات رسیدیم.
+باشه.
ت+من میرم بای.
ت_.....
رفتیم داخل سالن....
ظاهرا این دفعه کسی نبود پس مستقیم من رفتم....
¥خب عزیزم مدلت رو بهم نشون بده،در ضمن عروسیت مبارک باشه.
+او....چشم و ممنون.
+اینه مدلم(نشونش داد).
¥قشنگه اما شما مدل زنونه نمیزدید که!
+درسته اما بالاخره عروسیه.
¥اها.
چهل مین بعد:
¥تموم شد.
+ممنون.
¥(لبخند)
☆منم اینو میخوام(نشونش میده)
¥اوه،این دفعه زیاد بلند نیست...چه عجب!
☆حیحیـــ!
+قشنگه تازه برای عروسیم مناسبه!
☆¥اوهوم.
یک ساعت بعد:
الان ساعت سه بود و عروسی پنج ساعت دیگس پس باید زود میرفتیم.
رفتیم وارد یک مال بزرگ شدیم،بعد نیم ساعت بالاخره یک لباس نسبتا کوتاه خرید و رفتیم خونه.
تو راه بودیم که....
زینگ...زینگ....زینگ(صدای تلفن😂)
ت+بله؟
ت_کجایی؟
ت+تو راهم...
ت_رسیدی بهم زنگ بزن!
ت+چرا؟!(کصخلیـــ؟چرا دارههههههــ؟😐)
ت_زنگ بزن.
ت+نمیخوام.
ت_چرا؟لج نکن.
ت+نمیخوامـــــــــــــــــــــــــــــ.
ت_ات!(جدی و عصبی)
ت+ایش.بایــــــــــــــــــ.
ت_.....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
بچه ها پارت 36 رو بگا دادم اما چیزی نبود فقط دارن میرن ناخن بکارن🥴💕
لایک:10
بازنشر:3
کامنتم هر چی دوست دارین...🍒
باید شرطا ی دوپارت برسه تا بعدی🥹خوشحالم کنید و حمایت کنید🤧
دیدگاه ها (۱۹)

خوشگلم فالوشه🤍🎨ایدی مادمازل:https://wisgoon.com/lisa_g0oz

وایییییی پیر مردمممم🥹🛐

Part 35:

بعد میگید چرا بهش میگی الاغ...خودش ثابت کرد😂🤦🏻‍♀️🗿💃

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟤 فلش بک صبح : لونا : ا/ت؟ ا/ت؟ پاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط