هرگز منشین و متر نزن خوبی را اندازه خوبی به ندانستن آن است...

دیدگاه ها (۱)

جوان بودم که ناگه پیر شد دل...

میخوام ببوسمت ، تا بهت احساس خوبی بدم ...

جنگ را دیدم ... !

ماهیگیر دلش سوخت ، این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمی کرد...

هنوز آن شب که گفتی دوستم داری را به یاد دارم و قسم میخورم، ه...

حافظ آن ساعت که این نظمِ پریشان می‌نوشت،طایرِ فکرش به دامِ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط