پی به راز سفرم برد و چنان ابر گریست

پی به راز سفرم برد و چنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پیِ این رفتن نیست

همه گفتند "مرو" دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند: بایست

مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطه ای نیست که نیست

در جهانِ تهی از عشق نمی مانم چون
در جهانِ تهی از عشق نمی باید زیست

دهخدا تجربه ی عشق ندارد ورنه
معنی «مرگ» و «جدایی» به یقین هر دو یکی ست...

سنی چوخ‌ سوویوروم مهربانم💕

🦋💗💗🦋

#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
دیدگاه ها (۰)

پی به‌رازِ سفرم برد و چنان ابر گریستدید بازآمدنی در پیِ این ...

عاشقانه

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز امدنی در پیِ این...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز امدنی در پیِ این...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز آمدنی در پیِ این...

پی به راز سفرم برد و چنان ابر گریستدید باز آمدنی در پیِ این ...

مفتضح بودن از این بیش که در اول قهرفکر برگشتنم و واسطه ای نی...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز آمدنی در پیِ این...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز امدنی در پیِ این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط