این چیزیه که باید بپرسم از یه سری آدمایی که توی زندگیمن ا

این چیزیه که باید بپرسم از یه سری آدمایی که توی زندگیمن اما نمیشه ، چون هنوز اونقدری شجاعت ندارم که ازادی بعد از این حال بد رو تجربه کنم ؛
اما زمانی که جویای این سوال بشم
واقعا به عمق درد رسیدم ، طوری که انگار توی رگ هام ، قلبم ، احساساتم ، و تک تک استخونام درد جریان داره..
اون زمانه که در هر صورت میتونم اون سری از ادما رو رها کنم
.🦋.
دیدگاه ها (۰)

به هنگامی که با کفش هایِ گِلی اَم با خوشحالی به خانه امدم تو...

فریاد ها زدم بهر سکوت هایت ،سکوت ها کردم بهر فریاد هایت ،آری...

در اعماق قلبم به هنگام شِنُفتنِ امواجِ دریا و سکوتِ تاریکیِ ...

دلبرکم ، جگرم اتش میگیرد زمانی که میخواهی مرا با کلامت به زم...

چندشاتی جونگکوک(پارت۵)

千卂ㄒ乇 ۲卩卂尺ㄒ : ۱در روزی ابری ، وقتی خورشید در خانه اش داشت است...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ¹⁵..و اون سریع فشار دستاش رو دورم کم کرد و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط