باور نداشتم که زنی بتواند

باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف می‌زنم!
تو سرزمین منی
صورت و دست‌های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده‌ام
و همان‌جا می‌میرم!


#عاشقانه
#خاص #خاصترین #دلنشین
#Tak_setareh★
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

°باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط