زمزمه کن ترانه ای تا که ز غم رها شوم

زمزمه کن ترانه ای تا که ز غم رها شوم

زمزمه کن ترانه ای تا که ز غم رها شوم
ره سپرم به میل تو تا که تو را فدا شوم

ملتبهم که سر کشم جرعه غزل بیاد تو
یاد تو سرکشم کند تا ز خودم جدا شوم

گوشه ی چشم گلرخت تا که اشارتی کند
سر نشناسم از بدن ذره به ذره پا شوم

دیگرم از جنون مگو عشق مگو فسون مگو
زین همه، شک نمی کنم وارد ماجرا شوم

بسته به در دو دیده ام کی رسد از توام خبر
"چشم" خلیج میشود دست چو بر دعا شوم

عاکف!ازین ترانه ها مقصد اگر بهانه شد
خانه به خانه پرس و جو از پی آشنا شوم ...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

ریشه می‌زنم به نور، با صدای چشم توسبز می‌شوم شبی، در هوای چش...

( شعر از خودم)تا کی ز غمت پرس کنم خانه به خانه*کس نیست ب...

گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار منهیچ مباش یک نفس غایب از ا...

چه می کشی به رخم، ابرِ آسمان ها راکه بُرده چشمِ تَرم، آبرویِ...

مگذر ای یار و درین واقعه، مگذار مراچون شدم صیدِ تو، بر گیر و...

دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشتهبه جهان جان رسیدم، غزلم...

دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشتهبه جهان جان رسیدم، غزلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط