دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشته

دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشته
به جهان جان رسیدم، غزلم ترانه گشته
تو روان به خواب شهری، من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم، مگریز، رو مگردان!
.
می خواهمت بمان! می جویمت مرو!
سرگشته ام چو باد! می خواهمت بمان!
به کجا مرا کشانی که نمی‌دهی نشانم؟
به جز این دگر ندانم که تو جان این جهانی
.
اگر از غروب رویت هوسم کند شکایت
و گر این خیال واهی برد از سرم هوایت
دگرم روا نباشد که نظرم کنم به سویی
ببرد خیال، من را، ز جنون به جستجویی
.
من و گونه‌های خیسم به امید شانه‌هایت
به فسون ماه ماند، شب سرد انتظارت
هوس از تو جان بگیرد به که گویمت چه بودی
مگر از تو دل ربودم که من از منم ربودی؟
.
به نگاه پر زمهرت، قسمت دهم به باران
من و قبله گاه چشمت، دو هزار چشم گریان
می‌خواهمت بمان! می‌جویمت مرو!
سرگشته‌ام چو باد! می‌خواهمت بمان!


#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

کاش می شد در سایه ی مژگانتلحظه ای هر چند کم به تماشای دریای ...

️مداد رنگیها مشغول بودند به جز مداد سفیدهیچکس به او کار نمید...

من که روی از همه عالم به وصالت کردمشرط انصاف نباشد که بمانی ...

❣sahar shehim❣تنهاترین بهانه ی دنیای من توییدر رو بروی آینه ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

#بترس_کیم پارت 3شب عمیقاً تاریک بود و بوی باران شدید هنوز در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط