White Lotus | Part 13
White Lotus | Part 13
دو روز بعد...
قرار بود جونگکوک و سوآ برای اولین بار، آهنگ مشترکشان را به صورت زنده اجرا کنند.
از صبح، سالن برگزاری مراسم پر از خبرنگار و عوامل برنامه بود.
سوآ آخرین نگاه را به لباسش در آینه انداخت.
در همان لحظه، در اتاق زده شد.
سوآ: «بفرمایید.»
جونگکوک وارد شد.
کت و شلوار مشکی پوشیده بود و موهایش مرتب روی پیشانیاش افتاده بودند.
چند ثانیه هر دو فقط به هم نگاه کردند.
جونگکوک لبخند زد.
جونگکوک: «وای...»
سوآ خندید.
سوآ: «چیه؟»
جونگکوک: «هیچی... فقط...»
چند لحظه مکث کرد.
جونگکوک: «خیلی بهت میاد.»
سوآ برای اولین بار، بدون اینکه بداند چه بگوید، فقط آرام گفت:
سوآ: «ممنون...»
چند دقیقه بعد...
دستیار برنامه: «پنج دقیقه تا اجرا!»
همه با عجله به سمت صحنه رفتند.
صدای تشویق هزاران نفر، تمام سالن را پر کرده بود.
نورها خاموش شدند.
مجری روی صحنه آمد.
مجری: «خانمها و آقایان... با تشویق شما... همکاری تاریخی امسال... جونگکوک و کیم سوآ!»
فریاد تماشاگرها سالن را لرزاند.
موسیقی شروع شد.
سوآ اولین قسمت آهنگ را خواند.
چند ثانیه بعد، جونگکوک به او ملحق شد.
صدایشان، درست مثل روز ضبط، کاملاً با هم هماهنگ بود.
در اواسط اجرا، نگاهشان برای چند ثانیه در هم گره خورد.
تماشاگرها با هیجان فریاد زدند.
اما آن دو، آن لحظه فقط صدای موسیقی را میشنیدند.
بعد از اجرا...
پشت صحنه.
اعضای تیم با خوشحالی برایشان دست میزدند.
تهیهکننده: «فوقالعاده بود!»
کارگردان: «همه چیز بینقص پیش رفت.»
سوآ نفس عمیقی کشید.
سوآ: «بالاخره تموم شد...»
جونگکوک بطری آبش را به سمت او گرفت.
جونگکوک: «خسته نباشی.»
سوآ: «تو هم همینطور.»
در همان لحظه، یکی از کارکنان با هیجان وارد اتاق شد.
کارمند: «بچهها! اجرای شما الان ترند شماره یک جهانه!»
همه با خوشحالی شروع به دست زدن کردند.
اما قبل از اینکه کسی چیزی بگوید، مدیر برنامهی سوآ با چهرهای جدی وارد شد.
مدیر سوآ: «سوآ... چند دقیقه بیا بیرون، کارت دارم.»
سوآ با تعجب به او نگاه کرد.
سوآ: «الان؟»
مدیر سوآ: «آره... مهمه.»
سوآ نگاهی به جونگکوک انداخت و از اتاق خارج شد.
چند دقیقه بعد...
درِ اتاق بسته شد.
مدیر برنامه چند برگه را روی میز گذاشت.
مدیر سوآ: «از امروز باید بیشتر مراقب رفتارت با جونگکوک باشی.»
سوآ اخم کرد.
سوآ: «منظورتون چیه؟»
مدیر یکی از برگهها را جلوی او چرخاند.
روی صفحه، دهها تیتر خبری دیده میشد...
"آیا کیم سوآ و جونگکوک فقط همکار هستند؟"
"شیمی غیرقابلانکار این دو آیدل."
"فنها به رابطهی احتمالی آنها مشکوک شدهاند."
سوآ آرام نفسش را بیرون داد...
انگار از همین لحظه، همهچیز قرار بود سختتر از قبل شود...
دو روز بعد...
قرار بود جونگکوک و سوآ برای اولین بار، آهنگ مشترکشان را به صورت زنده اجرا کنند.
از صبح، سالن برگزاری مراسم پر از خبرنگار و عوامل برنامه بود.
سوآ آخرین نگاه را به لباسش در آینه انداخت.
در همان لحظه، در اتاق زده شد.
سوآ: «بفرمایید.»
جونگکوک وارد شد.
کت و شلوار مشکی پوشیده بود و موهایش مرتب روی پیشانیاش افتاده بودند.
چند ثانیه هر دو فقط به هم نگاه کردند.
جونگکوک لبخند زد.
جونگکوک: «وای...»
سوآ خندید.
سوآ: «چیه؟»
جونگکوک: «هیچی... فقط...»
چند لحظه مکث کرد.
جونگکوک: «خیلی بهت میاد.»
سوآ برای اولین بار، بدون اینکه بداند چه بگوید، فقط آرام گفت:
سوآ: «ممنون...»
چند دقیقه بعد...
دستیار برنامه: «پنج دقیقه تا اجرا!»
همه با عجله به سمت صحنه رفتند.
صدای تشویق هزاران نفر، تمام سالن را پر کرده بود.
نورها خاموش شدند.
مجری روی صحنه آمد.
مجری: «خانمها و آقایان... با تشویق شما... همکاری تاریخی امسال... جونگکوک و کیم سوآ!»
فریاد تماشاگرها سالن را لرزاند.
موسیقی شروع شد.
سوآ اولین قسمت آهنگ را خواند.
چند ثانیه بعد، جونگکوک به او ملحق شد.
صدایشان، درست مثل روز ضبط، کاملاً با هم هماهنگ بود.
در اواسط اجرا، نگاهشان برای چند ثانیه در هم گره خورد.
تماشاگرها با هیجان فریاد زدند.
اما آن دو، آن لحظه فقط صدای موسیقی را میشنیدند.
بعد از اجرا...
پشت صحنه.
اعضای تیم با خوشحالی برایشان دست میزدند.
تهیهکننده: «فوقالعاده بود!»
کارگردان: «همه چیز بینقص پیش رفت.»
سوآ نفس عمیقی کشید.
سوآ: «بالاخره تموم شد...»
جونگکوک بطری آبش را به سمت او گرفت.
جونگکوک: «خسته نباشی.»
سوآ: «تو هم همینطور.»
در همان لحظه، یکی از کارکنان با هیجان وارد اتاق شد.
کارمند: «بچهها! اجرای شما الان ترند شماره یک جهانه!»
همه با خوشحالی شروع به دست زدن کردند.
اما قبل از اینکه کسی چیزی بگوید، مدیر برنامهی سوآ با چهرهای جدی وارد شد.
مدیر سوآ: «سوآ... چند دقیقه بیا بیرون، کارت دارم.»
سوآ با تعجب به او نگاه کرد.
سوآ: «الان؟»
مدیر سوآ: «آره... مهمه.»
سوآ نگاهی به جونگکوک انداخت و از اتاق خارج شد.
چند دقیقه بعد...
درِ اتاق بسته شد.
مدیر برنامه چند برگه را روی میز گذاشت.
مدیر سوآ: «از امروز باید بیشتر مراقب رفتارت با جونگکوک باشی.»
سوآ اخم کرد.
سوآ: «منظورتون چیه؟»
مدیر یکی از برگهها را جلوی او چرخاند.
روی صفحه، دهها تیتر خبری دیده میشد...
"آیا کیم سوآ و جونگکوک فقط همکار هستند؟"
"شیمی غیرقابلانکار این دو آیدل."
"فنها به رابطهی احتمالی آنها مشکوک شدهاند."
سوآ آرام نفسش را بیرون داد...
انگار از همین لحظه، همهچیز قرار بود سختتر از قبل شود...
- ۳.۵k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط