نشستم دستمو زدم زیر چونم دارم نگا میکنم ببینم این زندگی ت

نشستم دستمو زدم زیر چونم دارم نگا میکنم ببینم این زندگی ته داستانمو کجا میبره منتظرم ببینم مثل قصه ها پایان خوشِ رو برا ماهم مینویسه یا نه!
#ونزدی
دیدگاه ها (۱)

احساس میکنم وقتی این قسمتارو خونده[مردم میگن یه نگا به خودت ...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

p3*بعد از چند دقیقه اومدن خونهجیهوپ:سلاممم ما اومدیمهه جین:س...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۷_____________________✨🌝✨__...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁵ویو جونکوک____________ر...

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

چند پارتیـــــــــ🤍✈️🤍ـــــــــوقتی از سفر کاری برمیگردهــــ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط