🌱🌹

🌱🌹

خدایا...
من چيزى شبيه زندگى ڪردن را
فراموش ڪرده ام
دلم مى خواهد؛
اگر معلم گفت:
در دفتر نقاشى تان
هرچه مى خواهيد بڪشيد
اين بار، فقط نردبانى بڪشم
به سوى تو..!
گاهی وقتها از نردبان بالا میروی
تا دستان خدا را بگیری
غافل از اینکه خدا پایین ایستاده
و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی .


••✾🌻🍂🌻✾••
دیدگاه ها (۰)

💞مهر دل ما مدام تقديم شماعمري كه شودبه كام تقديم شماپيدا نشد...

سلام صبح بخیر 🍅🥒

خدا زمین رو گرد آفریدتا به انسان بگه؛ همون لحظه ای که فکر می...

این پرندگان جکدا نام دارند و از خز گوزن به عنوان ماده لانه ا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط