دخترا که بیدلیل بابایی نشدن...
دخترا که بیدلیل بابایی نشدن...
دخترا خوب میدونن وقتی دلشون از این دنیا میگیره، وقتی از همهچی خسته میشن و دلشون یه جای امن میخواد، یه آغوش هست که بدون هیچ توقعی، بدون هیچ چشمداشتی، پناهشون میشه...
یه دستی که عاشقانه دور شونههاشون حلقه میشه و بهشون میفهمونه که هنوزم میتونن برای چند لحظه، تمام غصههای دنیا رو فراموش کنن.
دخترا باباییان، چون یه جایی از قلبشون، همیشه برای اون مردی میتپه که کنارش احساس امنیت میکردن؛ برای پدری که آغوشش بوی آرامش میداد و بودنش، قشنگترین دلگرمیِ دنیا بود.
بعضی عشقها تکرار نمیشن... عشقِ پدر به دختر، یکی از همونهاست.
دخترا خوب میدونن وقتی دلشون از این دنیا میگیره، وقتی از همهچی خسته میشن و دلشون یه جای امن میخواد، یه آغوش هست که بدون هیچ توقعی، بدون هیچ چشمداشتی، پناهشون میشه...
یه دستی که عاشقانه دور شونههاشون حلقه میشه و بهشون میفهمونه که هنوزم میتونن برای چند لحظه، تمام غصههای دنیا رو فراموش کنن.
دخترا باباییان، چون یه جایی از قلبشون، همیشه برای اون مردی میتپه که کنارش احساس امنیت میکردن؛ برای پدری که آغوشش بوی آرامش میداد و بودنش، قشنگترین دلگرمیِ دنیا بود.
بعضی عشقها تکرار نمیشن... عشقِ پدر به دختر، یکی از همونهاست.
- ۴۸.۶k
- ۰۶ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط