من بابام با موتور اومده بود خونه مامان بزرگم بعد ما چون ت

من بابام با موتور اومده بود خونه مامان بزرگم بعد ما چون ترسیدیم با موتور بریم با داییم اومدیم داییم مارو اورد بعد جلو درمون یه موتوری تصادف کرد ما ترسیدیم داییم رف چک کرد دید چیزی نیس من وقتی بابام اومد رفتم بغلش گریهههه کردما و ما فکر کرده بودیم بابامه چون ماشین بابامو عموم برده بود
بخاطر این موضوع نتونستم پارت بدم 🥲🥹



#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
دیدگاه ها (۲۳)

میشه برام یادگاری بنویسید لطفا😭👩‍❤️‍👩با ۶۶۷ فالوور ببینم چیک...

من هرچی میخوام پارت بدم نمیاددددداینم بزور اومدمیخوام کلا دی...

THE NAME...دنیای ابی منPART...سوم(۳)💙✨... راوی:_سونبه تو یعن...

عشقی دوبارهp⁷"ویو ا.ت"ازش جدا شدم، ولی هنوز دستش پشت گردنم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط