من بابام با موتور اومده بود خونه مامان بزرگم بعد ما چون ت
من بابام با موتور اومده بود خونه مامان بزرگم بعد ما چون ترسیدیم با موتور بریم با داییم اومدیم داییم مارو اورد بعد جلو درمون یه موتوری تصادف کرد ما ترسیدیم داییم رف چک کرد دید چیزی نیس من وقتی بابام اومد رفتم بغلش گریهههه کردما و ما فکر کرده بودیم بابامه چون ماشین بابامو عموم برده بود
بخاطر این موضوع نتونستم پارت بدم 🥲🥹
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
بخاطر این موضوع نتونستم پارت بدم 🥲🥹
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
- ۳.۲k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط