ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸
ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸
من از او پرسیدم: "میخواهی کجا بروی؟" اما او گفت که نمیتواند به من بگوید. من اصرار کردم: "میخواهی کجا بروی؟ چرا باید از من پنهان کنی؟"
🐹 سپس او پاسخ داد که واقعاً نمیتواند به من بگوید.
🐹 در آن لحظه، متوجه شدم: وقتی جیمین تمرین میکرد، نه اینکه من او را اذیت میکردم، بلکه من تمایل داشتم کنارش صحبت کنم، در حالی که او حرکاتش را انجام میداد: "جیمین، اینطور تمرین کردن درست نیست... بلند کردن وزنههای سبک اینطوری مشکل دارد... تو در واقع وزنه بلند نمیکنی، بلکه هوا را بلند میکنی... آیا صدای جیرجیر میشنوم یا برنج پخته شده است، جیمین؟"
🐹 اگرچه من فقط کمی او را مسخره میکردم، اما در واقع هرگز در زمان تمرین او را اذیت نمیکردم.
🐹 اما به هر حال، به نظر میرسید که جیمین احساس میکرد من بیش از حد او را اذیت میکنم، بنابراین او ترجیح میداد به طور مخفیانه به باشگاه برود.
🐹 وقتی متوجه این موضوع شدم، به او گفتم: "باشه، جیمین، بیایید این بازی را همینجا تمام کنیم."
🐹 من کنسول را خاموش کردم و، چون احساس میکردم او میخواهد برود تمرین کند، فوراً به باشگاه رفتم تا با او همراه شوم. وقتی او رسید و من را آنجا دید، با تعجب گفت: "چطور فهمیدی و توانستی بیایی؟" سپس ما آن داستان خندهدار را با هم به اشتراک گذاشتیم.
🐹 آه، تائه هیوگ! وی... چطوری، تائه هیوگ؟ او همیشه اینطوری بوده، نه؟
🐹 هی، جیمین هم به همین روش تمرین میکند. او هنگام انجام تکرارها، صدایی شبیه "سسس" تولید میکند...
🐹 من حدود 4 یا 5 بار در هفته تمرین میکنم، اما امروز تائه هیوگ گفت که آدمهایی مثل من باید بیشتر ورزش کنند.
🐹 در واقع، این موضوع کمی آزاردهنده بود، زیرا من واقعاً 4 یا 5 بار در هفته تمرین میکنم، بنابراین میخواستم به او پاسخ دهم، اما فکر کردم که بحث در این مورد فقط باعث زحمت میشود، بنابراین تصمیم گرفتم سکوت کنم.
🐹 آه، من کمی خسته هستم... میخواهم اول غذا بخورم.
🐹 امم، تائه هیوگ، این آزاردهنده نیست... این عشق است، این محبت است.
🐹 امروز من با تائه هیوگ در یک ماشین بودیم و با هم از محل کار برگشتیم. اخیراً، فقط دیدن چهرهاش... نمیدانم چرا، اما باعث میشود که بخواهم کمی او را مسخره کنم.
🐹 وقتی به چهرهاش نگاه میکردم، گفتم: "هی! نه! روی صندلی دیگر بنشین!"
🐹 خب، به نظر میرسد فقط من این را خندهدار میدانم.
🐹 عالی! این پیتزا سه تکه و یک کباب دارد.
🐹 من دفعه بعد دوباره خواهم آمد. هنوز نمیخواهم بخوابم، من غذا خوردهام... من مطمئنم که تائه هیوگ منتظر من است تا بازی کنیم.
🐹 منتظر من باش، تائه هیوگ، من الان در حال ورود به سیستم هستم.
🐹 باشه، تا ملاقات دوباره. من هم شما را دوست دارم، آرمیها.
🐹 من دیدم که بسیاری از شما مینویسید "من شما را دوست دارم". خداحافظ.
#بنگتن_نیوز
#اخبار_رسمی_بیتیاس
#بازگشت_پادشاهان_کیپاپ
#اوتی_سون #کیپاپ #کینگتن
#چالش #تیکتاک #کیدارما #ویسگون
#KIM.NAMJOON
#KIM.SEOKJIN
#MIN.YOONGI
#JUNG.HOSEOK
#PARK.JIMIN
#KIM.TAE.HYUNG
#JEON.JUNGKOOK
#BTS
#ARMY
@bts58
من از او پرسیدم: "میخواهی کجا بروی؟" اما او گفت که نمیتواند به من بگوید. من اصرار کردم: "میخواهی کجا بروی؟ چرا باید از من پنهان کنی؟"
🐹 سپس او پاسخ داد که واقعاً نمیتواند به من بگوید.
🐹 در آن لحظه، متوجه شدم: وقتی جیمین تمرین میکرد، نه اینکه من او را اذیت میکردم، بلکه من تمایل داشتم کنارش صحبت کنم، در حالی که او حرکاتش را انجام میداد: "جیمین، اینطور تمرین کردن درست نیست... بلند کردن وزنههای سبک اینطوری مشکل دارد... تو در واقع وزنه بلند نمیکنی، بلکه هوا را بلند میکنی... آیا صدای جیرجیر میشنوم یا برنج پخته شده است، جیمین؟"
🐹 اگرچه من فقط کمی او را مسخره میکردم، اما در واقع هرگز در زمان تمرین او را اذیت نمیکردم.
🐹 اما به هر حال، به نظر میرسید که جیمین احساس میکرد من بیش از حد او را اذیت میکنم، بنابراین او ترجیح میداد به طور مخفیانه به باشگاه برود.
🐹 وقتی متوجه این موضوع شدم، به او گفتم: "باشه، جیمین، بیایید این بازی را همینجا تمام کنیم."
🐹 من کنسول را خاموش کردم و، چون احساس میکردم او میخواهد برود تمرین کند، فوراً به باشگاه رفتم تا با او همراه شوم. وقتی او رسید و من را آنجا دید، با تعجب گفت: "چطور فهمیدی و توانستی بیایی؟" سپس ما آن داستان خندهدار را با هم به اشتراک گذاشتیم.
🐹 آه، تائه هیوگ! وی... چطوری، تائه هیوگ؟ او همیشه اینطوری بوده، نه؟
🐹 هی، جیمین هم به همین روش تمرین میکند. او هنگام انجام تکرارها، صدایی شبیه "سسس" تولید میکند...
🐹 من حدود 4 یا 5 بار در هفته تمرین میکنم، اما امروز تائه هیوگ گفت که آدمهایی مثل من باید بیشتر ورزش کنند.
🐹 در واقع، این موضوع کمی آزاردهنده بود، زیرا من واقعاً 4 یا 5 بار در هفته تمرین میکنم، بنابراین میخواستم به او پاسخ دهم، اما فکر کردم که بحث در این مورد فقط باعث زحمت میشود، بنابراین تصمیم گرفتم سکوت کنم.
🐹 آه، من کمی خسته هستم... میخواهم اول غذا بخورم.
🐹 امم، تائه هیوگ، این آزاردهنده نیست... این عشق است، این محبت است.
🐹 امروز من با تائه هیوگ در یک ماشین بودیم و با هم از محل کار برگشتیم. اخیراً، فقط دیدن چهرهاش... نمیدانم چرا، اما باعث میشود که بخواهم کمی او را مسخره کنم.
🐹 وقتی به چهرهاش نگاه میکردم، گفتم: "هی! نه! روی صندلی دیگر بنشین!"
🐹 خب، به نظر میرسد فقط من این را خندهدار میدانم.
🐹 عالی! این پیتزا سه تکه و یک کباب دارد.
🐹 من دفعه بعد دوباره خواهم آمد. هنوز نمیخواهم بخوابم، من غذا خوردهام... من مطمئنم که تائه هیوگ منتظر من است تا بازی کنیم.
🐹 منتظر من باش، تائه هیوگ، من الان در حال ورود به سیستم هستم.
🐹 باشه، تا ملاقات دوباره. من هم شما را دوست دارم، آرمیها.
🐹 من دیدم که بسیاری از شما مینویسید "من شما را دوست دارم". خداحافظ.
#بنگتن_نیوز
#اخبار_رسمی_بیتیاس
#بازگشت_پادشاهان_کیپاپ
#اوتی_سون #کیپاپ #کینگتن
#چالش #تیکتاک #کیدارما #ویسگون
#KIM.NAMJOON
#KIM.SEOKJIN
#MIN.YOONGI
#JUNG.HOSEOK
#PARK.JIMIN
#KIM.TAE.HYUNG
#JEON.JUNGKOOK
#BTS
#ARMY
@bts58
- ۲.۴k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط