عمریست که می‌گِریم و یارم شده این اشک!

عمریست که می‌گِریم و یارم شده این اشک!
آرامش چشمان خمارم شده این اشک

دستم به قلم آمد و از اشک نوشتم....
دیدم همه‌ی دار و ندارم شده این اشک!

تقدیرِ مرا دست خزان برده به اندوه!
هر سالِ زمستان و بهارم شده این اشک

در غربت و تنها شدنم هیچ ندیدم!
جز دیدن هر لحظه کنارم شده این اشک

تقویم نمی‌خواهم و از عمر چه حاصل؟
وقتی که همین، روزشمارم شده این اشک

بر سنگ مزارم بنویسید که آخر...
مرگم به غم و چوبه‌ی دارم شده این اشک!
دیدگاه ها (۲)

🔴 انگار وقتی داشته این جهان شکل میگرفته همچین آهنگی پخش میشد...

پی به‌رازِ سفرم برد و چنان ابر گریستدید بازآمدنی در پیِ این ...

اگر باز جویی خطا از صوابنیابی یکی هم‌نشین چون کتابیکی هم‌نشی...

خاطراتی که آدم‌هایش رفته‌اند، دردناکند.ولی خاطراتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط