گاهی آدم‌ها در زندگی مثل فصل‌هایی از یک کتاب‌اند؛

گاهی آدم‌ها در زندگی مثل فصل‌هایی از یک کتاب‌اند؛
فصل‌هایی که باید ورق بخورند تا داستان تازه‌ای آغاز شود.
و حالا، در این صفحه‌ی نو، نوری آرام در قلبم می‌تابد به نام ایرا
نوری که سایه‌های گذشته را به‌دور می‌راند و آرامشی بی‌پایان می‌آورد.
او آن هم‌سفر بی‌صداست که در نگاهش هزار قصه نهفته است،
و در سکوتش، آینده‌ای روشن را نوشت.
پس بدان، آنچه پشت سر گذاشته‌ام، حالا تنها خاطره‌ای است،
و آنچه اکنون دارم، سرنوشتی تازه و دلگرم‌کننده است که دیگر نمی‌خواهم رهایش کنم.
M🩷
دیدگاه ها (۰)

خداوندا برای اون دختر رو زانو هامم💗🥹🛐

بین این‌همه آدمی که اومدن و رفتن،بین اونایی که فقط بودن تا ب...

+درکم کن فقط یکم......من نمیتونم مثل گذشته باشم کوک+چه کسی ت...

اره اقای مینفک کنم منم باید نور تورو پیدا کنم زخماتو ببندم و...

گاه فاصله، نه یک جاده‌ی بی‌پایان، که تنها یک «نفس» است؛ فاصل...

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط