برادر سختگیر و وحشی من...
p45_f2
یونگی ویو
کاش میفهمیدی که تنها دلیل نجاتت انتقامی بود که باید از تهیونگ بگیرم و البته تشکری هم هست برای رفیقم که فهمید اون مرد ناشناسی که توی تاریکی زنمو نوازش میکرد و میخواست ببوسش کی بود...حالا ا.ت هدیه اونه
ویو پارک
بچها تازه رسیده بودن و زیر انداز رو انداخته بودن و ا.ت میخواست وسایل رو از توی سبد بیرون بیاره تا شام بخورن اما یه صدای خیلی آشنا گفت " سلام "
ا.ت هرگز فکر نمیکرد با چرخیدن به پشت کسی رو ببینه که براش بیشترین ارزش رو داشت
درسته توی قلب ا.ت بی اهمیت بود اما ا.ت همیشه اونو تکیه گاه میدید...اون موقعهایی که کل دنیا رو سرش سوار میشدن..اون وقتایی که از همه میترسید یا پشت اون بود یا تهیونگ
اما حالا که تهیونگ رفته کسی به جز اون و تا حدودی جونگکوک نبود...
ا.ت: س..س...س.سلام
ویو راوی
کشنده و ترسناک تر اعتماد اسلحهای نیست..
چیزی که آدما رو قانع میکنه حرفای همو بی چکوچونه قبول کنن...یونگی خیلی دقیق بود..
ا.ت رو خیلی خوب میشناخت اما کسی که واقعا باید میشناخت یه غریبه در چهره رفیق بود...رفیقی که فقط برای منفعتی از اعتمادش سوءاستفاده کرده بود
اره اره قبول دارم عشق واقعا کثیفه، کارای میکنه که عقل از سرت بپره و همه جوره تلاش بکنی تا به معشوق برسی. عشق "بیگناهان" رو البته به جز عاشقان رو نمیسوزونه اما اعتماد همه رو یکجا به آتش میکشه...شعلهای که گناهکار و پاک رو نمیشناسه...همه رو میسوزونه..یکجا...کامل...بیرحم...با درد
کسی که واقعا زندگی یونگی رو نابود کرده بود تهیونگ نبود...رفیقش بود...همش برنامه ریزی شده و حساب شده بود
همون ناشناسی که تموم این مدت رام عشق شده بود و وحشی بر هرچیزی که مانع عشق بشه...هه ابزار کارش اعتماد اطرافیان بود
دردایی بود که میکوبید تو صورت بقیه...
اون ناشناس عوضی...اون رفیق نامرد...اون عاشق بی عقل کی بود؟
کسی نبود جز پسری که فقط دو پاراگراف رو تو کل دو فصل داشت که فقط با ا.ت صحبت میکرد..."هان"
(برادر دوقلوی هانا)
هان از همه استقاده کرد که به ا.ت برسه. از همون بچگی از همون اول که ا.ت یه دختر ابتدایی بود که معمولا خونشون پلاس بود
هان از نگاه اول عاشقش شد..عاشق که نه ولی اون علاقه باور نکردی شروعش توی نگاه اول توی مدرسه بود...
اما
این عاشق از درد کی استفاده کرد؟ دایو
از اعتماد کی سود برد؟ یونگی
چی گیرش امد؟ یه عشق احتمالی
کی بیشتر از همه نابود شد؟ تهیونگ
هیچ کس به به فکرش نرسیده بود که ممکنه هان اون ناشناس باشه نه؟!
اما های بعدی
رابطه هان با دایو چی بود؟
رابطه هان با یونگی؟
رابطه هان با هینه؟
هان از همون اولی که..
یونگی ویو
کاش میفهمیدی که تنها دلیل نجاتت انتقامی بود که باید از تهیونگ بگیرم و البته تشکری هم هست برای رفیقم که فهمید اون مرد ناشناسی که توی تاریکی زنمو نوازش میکرد و میخواست ببوسش کی بود...حالا ا.ت هدیه اونه
ویو پارک
بچها تازه رسیده بودن و زیر انداز رو انداخته بودن و ا.ت میخواست وسایل رو از توی سبد بیرون بیاره تا شام بخورن اما یه صدای خیلی آشنا گفت " سلام "
ا.ت هرگز فکر نمیکرد با چرخیدن به پشت کسی رو ببینه که براش بیشترین ارزش رو داشت
درسته توی قلب ا.ت بی اهمیت بود اما ا.ت همیشه اونو تکیه گاه میدید...اون موقعهایی که کل دنیا رو سرش سوار میشدن..اون وقتایی که از همه میترسید یا پشت اون بود یا تهیونگ
اما حالا که تهیونگ رفته کسی به جز اون و تا حدودی جونگکوک نبود...
ا.ت: س..س...س.سلام
ویو راوی
کشنده و ترسناک تر اعتماد اسلحهای نیست..
چیزی که آدما رو قانع میکنه حرفای همو بی چکوچونه قبول کنن...یونگی خیلی دقیق بود..
ا.ت رو خیلی خوب میشناخت اما کسی که واقعا باید میشناخت یه غریبه در چهره رفیق بود...رفیقی که فقط برای منفعتی از اعتمادش سوءاستفاده کرده بود
اره اره قبول دارم عشق واقعا کثیفه، کارای میکنه که عقل از سرت بپره و همه جوره تلاش بکنی تا به معشوق برسی. عشق "بیگناهان" رو البته به جز عاشقان رو نمیسوزونه اما اعتماد همه رو یکجا به آتش میکشه...شعلهای که گناهکار و پاک رو نمیشناسه...همه رو میسوزونه..یکجا...کامل...بیرحم...با درد
کسی که واقعا زندگی یونگی رو نابود کرده بود تهیونگ نبود...رفیقش بود...همش برنامه ریزی شده و حساب شده بود
همون ناشناسی که تموم این مدت رام عشق شده بود و وحشی بر هرچیزی که مانع عشق بشه...هه ابزار کارش اعتماد اطرافیان بود
دردایی بود که میکوبید تو صورت بقیه...
اون ناشناس عوضی...اون رفیق نامرد...اون عاشق بی عقل کی بود؟
کسی نبود جز پسری که فقط دو پاراگراف رو تو کل دو فصل داشت که فقط با ا.ت صحبت میکرد..."هان"
(برادر دوقلوی هانا)
هان از همه استقاده کرد که به ا.ت برسه. از همون بچگی از همون اول که ا.ت یه دختر ابتدایی بود که معمولا خونشون پلاس بود
هان از نگاه اول عاشقش شد..عاشق که نه ولی اون علاقه باور نکردی شروعش توی نگاه اول توی مدرسه بود...
اما
این عاشق از درد کی استفاده کرد؟ دایو
از اعتماد کی سود برد؟ یونگی
چی گیرش امد؟ یه عشق احتمالی
کی بیشتر از همه نابود شد؟ تهیونگ
هیچ کس به به فکرش نرسیده بود که ممکنه هان اون ناشناس باشه نه؟!
اما های بعدی
رابطه هان با دایو چی بود؟
رابطه هان با یونگی؟
رابطه هان با هینه؟
هان از همون اولی که..
- ۲۰.۵k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط