برایش نوشتم: مطمئنی میخواهی نباشی؟

برایش نوشتم: مطمئنی میخواهی نباشی؟

بعد از یک ساعت جواب داد، گفت: بله، حرف آخرم همین است...
نوشت : یه کم فکر کردم فهمیدم تو آدم من نیستی!
نوشتم:
خب چرا حالا یادت افتاده؟
چرا اینقدر عوض شدی؟
ما برای آینده مون کلی نقشه کشیده بودیم...

یه ایموجی خنده فرستاد و نوشت:
برو بابا حالا خوشحال بودم یه چیزی گفتم بهت!

گوشی توی دستم خشک شد و چند ثانیه نفسم گرفت...
فقط یک چیز توانستم برایش بنویسم:

لااقل پاییز نرو....!
دیدگاه ها (۱۰)

اگر خواستی قید کسی را بزنیقبلش به این فکر کن که این آدم یک ر...

و تو فکر کن عاشق کسی شده ای که خودت هم خوب میدانی برای تو هم...

چقدر دوستت دارم ، همیشه فرستادیم به صندوق پیامتان؟چقدر گفتیم...

دوری، چهار حرف دارد. آدم نمی داند این واژه ساده کوچک این وزن...

پارت۳

آن سوی مرز 𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫جنگ، سال‌ها بود که میان دو کشور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط