Akrasia

Akrasia"
part ⁷
.
.
.
کوک : میشه منم باهات بیامم...
.
.
ا/ت : وای خدایا .... نه نمیشه ...
.
.
دختر میخاست رد شه که مچ دستش توی دست بزرگ کوک زندانی شد...
.
.
کوک : ترو خدا ا/ت ... من نمیتونم اینجا پیش مامان و خاله هام دووم بیارم ... باز بحث دامادیمو میارن وسط لطفاا....
.
.
دخترک هوفی کشید .... درست بود هر دفه جونگ کوک بد بخت گیر خاله هاش میوفتاد ..... بحث این که تو دیگه بزرگ شدی باید ازدواج کنی رو پیش میکشیدن ...
.
.
ا/ت : باشع ... چیکار میشه کرد ... پس باید دوباره جنتلمن بازی دربیاری و برسونیم ...
.
.
لبخند دندون نمایی زد ... که باعث جا اوفتادن یکی از ضربان قلب های دختر شد ...عجیب بود ...
.
.
.........
‌‌.
.
ا/ت اروم دستاشو روی شونه های جونگ کوک گذاشت و با فشاری ریز از روی موتور پیاده شد ...
.
.
تابلو ی نیمه روشنی که ندا از کلاب شلوغ توشو میداد ....
.
.
کوک : او ... کلاب ؟؟
.
.
ا/ت : زود قضاوت نکن جئون ...
.
.
وارد کلاب شد .... به راست رفت و به سمت پله ها پا تند کرد ... و از گوشه ی پشم حواسش به جونگ کوک بود که اون وسط مستا ی وقت یکی نره خودشو بندازه روش ...
.
.
از پله ها بالا رفت .... در آهنی رو باز کرد و گذاشت اول جونگ کوک وارد بشه ...
.
.
کوک : به به عجب جنتلمنی شماره بدم پاره کن_
.
.
ا/ت : ببیند لطفاا
.
.
با وارد شدن به اتاق نسبتا بزرگی با چشملش دنبال مرد مورد نظرش گشت که یهو دستی روی موهاش حس کرد ..
‌.
.
سوکجین : سلام خانم کوچولو
.
.
ا/ت روی پاشنه ی پا چرخید ...
.
.
ا/ت : یااااااا سوکجینااااا
.
.
با گفتن اون اسم ... جونگ کوک متوجه شد که این همون تتو آرتیستیه که ا/ت راحبش حرف میزنه ..
.
.
سوکجین : صد بار بهت گفتم از اون بار کثافت نیا ... اگه ی نری ی وقت اونجا جلوی راحت سبر بش_..
.
.
حرفش با بوسه ای که توسط ا/ت روی لپش نشست قطع شد ....
.
.
این دفه جونگ کوک با اهمی اعلام حضور کرد ..‌
.
‌.
کوک : سلام ... جئون جونگ کوک هستم ...
‌.
.
سوکجین کا انگار تازا به دنیای واقعی اومده بود نکاهی بهش کرد و دستش رو بع سمتش دراز کرد ..
.
.
سوکجین : بله در جریان هستم ..‌ سوکجین ... میتونی سوکجین صدام کنی
.
.
و با دستکش مشکی جذبش باهم دست دادن ....
.
.
( حمایتا کم شده هاااا)........‌
.
.
ا/ت تیشرتشو دراورد و با نیم تنه ی سبزی روی صندلی تتو کاری مشکی ، نشست ...
.
.
کوک : تتو ..؟
.
.
ا/ت : اوهوم ... مادرم ی تتو داشت. ... یعنی خاندانمون این تتوعه رو داشتن .... و الان هیچکدومشون زنده نیستن ... برای همین منم به یاد اونا این تتو رو میزنم ‌....
.
.
و به عکس اژدها با رنگ آبی کربنی و نوشته یی چینی رو به جونگ کوک نشون داد ...
.
.
جین : نوشتش به کره ای میشه نجات دهنده....
‌.
‌.
جونگ کوک با اشاره ی سوکجین کنار رفت ...
.
.
حالا ا/ت با پاهاش حصاری برای صندلی دست کرده بود .... دو تا دستش رو زیر چونش گذاشت و کامل روی صندلی خم شد .‌‌
.
تولدت مبارککک 🥳💃
https://wisgoon.com/yaraahmady
دیدگاه ها (۱)

"Akrasia "part ⁶...دخترک همینجوری که با غذاش بازی میکرد گفت ...

با عرض تسلیت باید بگم من یک مدت نیستممد اخه ترامپپپپپ بزنننن...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط