گاهی باید ایستاد و به ردّ پای سال‌هایی که گذشت خیره شد.

گاهی باید ایستاد و به ردّ پای سال‌هایی که گذشت خیره شد.

به روزهایی که با شتاب دویدیم و گمان کردیم فرصت، تا همیشه سخاوتمند است.

​جوانی، همان مسافر بی‌سروصدایی بود که در ایستگاه غفلت ما پیاده شد؛

ما چمدان‌هایمان را برای آینده می‌بستیم،

غافل از اینکه زیباترین فصل سفر، همین حالا بود که گذشت.

​امروز در آینه نگاه می‌کنم؛

خطوط کم‌رنگ کنار چشم‌ها، خطای دید نیست؛

خطِ زمان است.

یادگاریِ روزهایی که با تمام توان خندیدیم، دویدیم، شکستیم و دوباره برخاستیم.

​بزرگترین افسوسِ از دست رفتن جوانی، سپید شدن موها یا کم شدن توان دست‌ها نیست؛

این است که وقتی «فرصت» داشتیم، «تجربه» نداشتیم،

و امروز که سرشار از تجربه‌ایم، کوله‌بارِ فرصت‌هایمان سبک شده است.

​با این حال، زندگی هنوز جریان دارد.

اگرچه بهارِ عمر تکرار نمی‌شود، اما هر فصلی شکوه خودش را دارد.

باید آموخت که به جای سوگواری برای دیروز،

با همین چشم‌های بااصالت و پخته، به استقبال فردا رفت.

​گاهی چه زود، دیر می‌شود...

اما چه خوب که هنوز فرصت برای «عمیق زندگی کردن» باقی است.
دیدگاه ها (۱۲)

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🌸ما آدم ها گاهی یادمان می رودکه باید برای همدیگر جان دهیم و ...

#زندگی_می_گذرد🌷تو ، نباید آنکسی باشی که من می خواهم ، و من ن...

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#انسان #مرگ #دوست_داشتن#روان #روان‌در...

بچه‌ها گاهی انقدر خودمونو درگیر فکر و خیال و باید و نبایدای ...

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط