ادامه پارت اول

در حالی که من داشتم توی دنیای خودم غرق می‌شدم، صدای پچ‌پچ‌های اون اکیپ که کنار ما بودن بلند شد. جیمین داشت توی گوش جونگ‌کوک پچ‌پچ می‌کرد: «جونگ‌کوک، باز که داری می‌گی! باز هم عاشق نشدی؟»

جونگ‌کوک با صدای آروم ولی تهدیدآمیز گفت: «جیمین، اگه ادامه بدی همین الان خودم می‌کشمت!»

جیمین با خنده گفت: «باشه بابا، ول کن!»

جیهوپ هم که اونجا بود، تایید کرد: «جیمین، راست می‌گه، منم دقیقاً همین فکر رو می‌کنم!»

جین و یونگی هم یکی‌یکی وارد بحث شدن و یه بحث بی‌مزه بین خودشون راه انداختن که مشخص بود دارن جونگ‌کوک رو اذیت می‌کنن. من فقط داشتم با تعجب به این دعواهای بی‌مزه و عجیب‌غریب گوش می‌دادم که یهو سکوت کلاس برقرار شد و استاد وارد شد…

پایان پارت اول
دیدگاه ها (۱)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت اول: برخوردِ تقدیر[دیدگاه تهیونگ]سلا...

رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول ویو تهیونگ سلام اسم من کیم تهیون...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁷ویو: اتصدای شلیک هنوز توی گوشم ب...

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟎/عذاب حقیقت/لیندا و جونگ کوک داشتن بحث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط