‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.
یک روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی‌یی بود،فقط من وخودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لبهایم آبی شده؟میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی.
دیدگاه ها (۰)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

Five

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.یک روز جامدادی‌اش...

‏عادت داشت...

‏عادت داشت نوکِ خودکار را بین لَب‌هایش بگیرد...یک روز جامداد...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد...یک روز جامدادی ا...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌ ا...

عادت داشت نوكِ خودکار را بینِ لبهایش بگیرد ؛ یك روز جامدادی‌...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌اش...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط