‏عادت داشت نوکِ خودکار را بین لَب‌هایش بگیرد...

‏عادت داشت نوکِ خودکار را بین لَب‌هایش بگیرد...
یک روز جامدادی‌ اش را دُزدیدم؛
و تمامِ خودکارهایش را بوسیدم. ...
میدانم صورتِ خوشی ندارد ولی عَصرِ خودمانی‌یی بود،
فَقَط مَن و خودکارها؛ وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید
چرا لَبهایم آبی شده؟ !
میخواستم بگویم برای اینکه #او آبی مینویسد....
همیشه آبی...☘♥
.
‏⁧

#خاص #جذاب #زیبا #عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

Five

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.یک روز جامدادی‌اش...

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.یک روز جامدادی‌اش...

‏عادت داشت...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد...یک روز جامدادی ا...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌ ا...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌اش...

عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک روز جامدادی‌ا...

.عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد ...یک روز جامدادی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط