چند پارتی (درخواستی)

[وقتی بدون اجازش موهاتو رنگ میکنی و.....]

__________________________________


تقریبا یه ساعته روی صندلی آرایشگاه نشستم و دارم به موهام که دورم ریختن نگاه میکنم
از صبح که بیدار شدم فکر رنگ کردن موهام از سرم بیرون نمیرفت
چند وقته بود که دلم میخواست یه تغییر اساسی به خودم بدم و موهامو صورتی کنم ولی هر بار که به تهیونگ میگفتم میخوام موهامو رنگ کنم با یه قیافه جدی نگام میکرد و میگفت که حق ندارم به موهام دست بزنم
و خب مشکل دقیقا همین بود
منم دلم میخواست یکم تغییر کنم ولی تهیونگ نمیفهمید چقدر دلم میخواد موهامو رنگ کنم
ولی این بار دیگه تصمیمم رو گرفته بودم
بالاخره موهای خودم بودن و دلم میخواست یه بارم که شده یه تغییر متفاوت رو امتحان کنم

البته اینم بگم که تهیونگ شوهر فوق العاده ای بود
از اونایی که وقتی خسته از سر کار برمیگشت و من رو روی مبل خوابیده میدید آروم بغلم میکرد و میبردم توی اتاق که راحت بخوابم

از اونایی که حتی وقتی از دستم عصبانی بود بازم یادش نمیرفت که غذای مورد علاقه‌م رو برام بگیره

ولی یه مشکل کوچولو داشت
اونم این بود که روی موهای من حساسیت عجیبی داشت
موهام بلند بودن و تهیونگ عاشقشون بود
تقریبا هر شب قبل از خواب کنارم مینشست و با حوصله موهامو شونه میکرد
گاهی هم وقتی سرم روی پاش بود با انگشتاش آروم لای موهام میکشید و میگفت که چقدر دوستشون داره
برای همینم مطمئن بودم اگه بفهمه بدون اینکه بهش بگم موهامو صورتی کردم اعصبانی و ناراحت میشه

نگاهم رو به آینه دوختم و یه نفس عمیق کشیدم
رنگ هنوز روی موهام بود و آرایشگر مشغول آماده کردن وسایلش بود
گوشیم رو از روی میز برداشتم و ساعت رو نگاه کردم
تقریبا دو ساعت از وقتی اومده بودم گذشته بود
با خودم گفتم کاش زودتر تموم شه چون دلم میخواست نتیجه رو ببینم
همون موقع گوشیم لرزید
با دیدن اسم تهیونگ لبخند زدم و تماسش رو جواب دادم

"+جونم عشقم

" _کجایی خوشگلم

"+بیرونم عزیزم یه کاری داشتم

" _هنوز کارات تموم نشده

"+چرا تقریبا تمومه

" _پس کی میای خونه

لبخندم پررنگ تر شد

"+چرا دلت برام تنگ شده

" _مگه میشه دلم برای دخترکم تنگ نشه

قلبم از شنیدن حرفش یه جوری شد
همیشه همین بود
حتی وقتی یه روز کامل کنار هم بودیم باز هم بهونه ای پیدا میکرد که بهم بگه دلتنگم شده

"+منم دلم برات تنگ شده

"_پس زودتر بیا دیگه

" +باشه عزیزم

"_آفرین دختر خوبم

با شنیدن حرفش خندیدم

" +تهیونگ

"_جونم

" +هیچی دوستت دارم

چند لحظه سکوت کرد و بعد با صدای آرومی گفت

"_من بیشتر دوستت دارم کوچولوی من

لبخند زدم و بعد از چند جمله دیگه تماس رو قطع کردم
گوشی رو روی میز گذاشتم و دوباره به آینه نگاه کردم
فقط امیدوار بودم وقتی برمیگردم خونه بتونم قبل از اینکه موهامو ببینه یه فرصت پیدا کنم و یه جوری آماده‌اش کنم
چند دقیقه بعد آرایشگر اومد

آرایشگر :خانم کیم وقت شستن موهاتونه

با هیجان از روی صندلی بلند شدم و رفتم سمت روشویی
وقتی سرم رو به عقب تکیه دادم چشمام رو بستم و سعی کردم تصور کنم موهام قراره چه شکلی بشن
بعد از شستن رنگ موهام رو با حوله خشک کرد و من دوباره روی صندلی نشستم
آرایشگر شروع کرد به خشک کردن موهام و من از توی آینه نگاهش میکردم
کم کم رنگ صورتی موهام مشخص شد
اول نوک موهام دیده شد و بعد هرچی بیشتر خشک میشدن رنگشون واضح تر میشد

قلبم از ذوق تندتر میزد
بالاخره سشوار خاموش شد و آرایشگر صندلی رو کمی چرخوند تا بتونم موهام رو از روبه رو ببینم
همین که چشمم به خودم افتاد ناخودآگاه لبخند زدم
وای خدای من
موهام صورتی شده بودن
یه صورتی خوشگل و ملایم که زیر نور سالن برق میزد و حسابی به دلم نشسته بود
چند بار موهام رو از روی شونه‌م کنار زدم و دوباره به آینه نگاه کردم
واقعا عاشقشون شده بودم
با ذوق گوشیم رو برداشتم و چند تا عکس از خودم گرفتم
توی یکی از عکس‌ها موهام رو روی یه شونه‌م ریخته بودم و توی یکی دیگه سرم رو کمی کج کرده بودم تا رنگشون بهتر دیده بشه
عکس‌ها رو یکی یکی نگاه کردم و لبخند زدم
ولی درست همون موقع یاد تهیونگ افتادم
لبخندم یه کم محو شد
کاش میشد همین الان عکس رو براش بفرستم و ببینم چه واکنشی نشون میده
هوفی کشیدم و از روی صندلی بلد شدم و رفتم سمت میز پرداخت پول
کارتو در آوردم و دادم به خانم چو

هزینه رنگ مو رو کشید کارتمو برداشتم و خداحافظی کردم و از آرایشگاه بیرون اومد دستی روی موهام کشیدم و لبخندی زدم
___________________________

اینم پارت اول چون دوستون دارم زود آپلود کردم ❤️✨
دیدگاه ها (۱۷)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 217♡⁠。⁠)⁩اونم خ...

رمان تهیونگ

پارت پنجم (MISOO) سوم فوریه سال ۲۰۲۲.پاهام رو تکون دادم و به...

ازدواج اجباری

رمان تهیونگ

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط