هیجدهسالگذشتنیومدیداداشی

#هیجده_سال_گذشت_نیومدی_داداشی🖤🥀

#هیجده_سال_گذشت_نیومدی_داداشی🖤🥀
داداشی

همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت

تا اینکه، بزرگ شدیم…

تا اینکه ناگهان روزی ناباورانه از کنارمان رفتی…

و ما ماندیم و حسرت این روز‌های سنگین و سخت…

در سالروز پرواز ناباورانه برادر عزیزمان،

بر مزارش گرد هم می‌آییم…
😦
#لایک♥️
#کامنت🗨
#فالو_فالو😀
∞:@Elnazkia
دیدگاه ها (۳)

«برادر ناتنیه من»ــــــــ🌟ـــــــــــ🌟ــــــــپارتـ¹ویو ا/ت:...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

پارت 53:غریبه ها و قول ها تاکه میچی تعجب زده و گیج بود: وایس...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏,, سحرگاه بود آفتا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۹: یه نفس راحتچند لحظه‌ای هیچ‌کس چیزی نگف...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

پروانه جان

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$دکتر : عمل موفقیت امیز بود ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط