باز امشب گره بر روسری ام می بندم

باز امشب گره بر روسری ام می بندم
تا نیاید به سرم فکر پریشانی تو...
دیدگاه ها (۰)

مـــــڪــــن هوایش را ای دل دوبـــاره شرمنده ات میشومــــ

مثل همیشه دیدنت را دوست دارم با اشتها بوسیدنت را دوست دارم ا...

می‌خواستم از یادم نروی.. از تو نوشتم خط به خط.. از تو سرودم ...

جوانیم در این امید پیر شدنیامدی و دیر شد...

در میان لایه دریا تخته بندم کرده ای هی،باز می گویی که زنجیر ...

الهی…به حقِ اشک‌های امشبِ عاشورا،گره از کارِ دل‌ها باز کن…ــ...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط