درسته ۲۲۲ رو خیلی دوسش دارم...

درسته ۲۲۲ رو خیلی دوسش دارم...
درسته خیلی ۳۸۰ رو دوسش دارم...
درسته خیلی ۱۹۶ رو دوسش دارم...
اما هیچکی برام مثل ۲۴۰ و ۰۶۷ نمیشه...
من برای هر حرفی که باهم میزدن توی بازی تیله واسه هر حرفی خیلی اشک می ریختم..
وقتی ۲۴۰ مرد یک روز خوش ندیدم عاشق این دختر بودم بعد یادم اومد این دختر همونی بود که توی سریال ما همه مرده ایم همه بهش هیت میدادن حتی خودم بعد بخاطر این قضیه خیلی دوباره اشک ریختم..
اما وقتی سه بیوک مرد من اینقدر گریه کردم که پر.یود شدم
این خیلی دارک و درد ناک بود ...
هیچ وقت این دو نفر رو فراموش نمیکنم🥀
#اسکویید_گیم
دیدگاه ها (۸)

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

سناریو استری کیدز

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

من یه حرف مختصر درباره‌ی بستن چنل نیما بگم .من برام مهم نیست...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط