در آخرین دیدارمان درحالی که مرا با

در آخرین دیدارمان درحالی که مرا با
روح زمین ‌خورده‌ام و خاطرات
ویران‌کننده رها می‌کرد ؛
تکه‌ای از قلبم که او را
دوست می‌داشت نیز با خود
برد و من هنوز با قلبِ ناقصم
او را دوست می‌دارم‌...!🦋
دیدگاه ها (۱)

بعضى وقتا ديگه نبايد كنار اومد.بايد كنار كشيد!

لاتشكي الجرح وتعد الجروحماتلگه اليضمدك بس يلچمونكولاتبچي بنه...

دل دیوانه‌ی ما بی دف و نی در رقص است.شور ما نیست به این سلسل...

يضل گلبي المحبتك دوم ينشد واليحبك بس عليك هواي ينشد عرفنه ال...

#عمران_بهروجعاقلان را دوست دارم، عاشقان را بیشتردوست می‌دارم...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۵: انفجارِ نهایی اون لحظه، تمامِ دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط