چندپارتی
چندپارتی☆
درخواستی>>>
p.3
《یک سال بعد》
_یا جونگکوکا
_هوم ...جانم
_تو لایوت سوتی ندی
_نه حواسم هست
ات کنار جونگکوک
عاشق هم
فقط قرار شد هیچ کس از این که کنار همن بویی نبره
اعضا از این قضیه خبر داشتن
ولی طرفدار ها و کسای دیگه هیچی نمیدونستن
شاید بگید اونا چطوری باهمن
یا جونگکوک چطوری با ات اوکی شد
"فلش بک به ۱۰ ماه پیش "
_اقای جئون
_اه بازم شمایید ...
_میدونم مزاحمتون میشم ولی
_شمارمو میدم تلفونی حرف میزنیم
_عا باشه
_خب بزن.....
_ممنون
_خدافظ
_خدانگهدار
"۲۲ مارس ساعت ۱۰:۳۰"
_بله
_سلام جونگکوک
_سلام
_من اسمم ات هستش
_خب خانم ات ...من نمیتونم که با کسی داخل راب+×"طه باشم
_میدونم ...من احمقم که عاشق یه سلبریتی شدم
شما بگو مگه دست خودم بود
_نه نه اینطوری نگو
خلاصه ات به حدود یک ماه با جونگکوک حرف میزد
جونگکوک کم کم از ات خوشش اومد
بلخره یک روز قرار گذاشتن که همو ببینن و صحبت کنن
قرار شد کسی نفهمه
و تا خود امروز اونا کنار هم بودن
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
لایو تموم شد جونگکوک اومد کنار ات نشست اون رو توی اغوش خودش گرفت
_جونگکوکا
_جانم
_اگه کسی بفهمه ما باهمیم ازم جدا میشی درسته
_ات اینجوری نگو ...هیچ کس قرار نیست بفهمه ما باهمیم
من همیشه کنارت میمونم فهمیدی؟
_اوهوم...دوستت دارم
_منم دوستت دارم
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
چندماه بعد هم گذشت
جونگکوک شد پر هیت ترین
سلبریتی یا همون ایدل
میدونی چرا
چون یه روز داخل لایو
دست ات معلوم بود
همون دست باعث شد
همه همچیو بفهمن
شب بود
ات روی مبل نشسته بود
تا اینکه زنگ ایفون به صدا در اومد
وقتی ات درو باز کرد با اعضا البته بجز جونگکوک مواجه شد
_عا سلام
نامجون لب زد :
_ات میتونیم بیایم تو باهات حرف داریم
_البته بفرمایید
_ممنون
اعضا اومدن داخل
روی مبل ها نشستن
ات لب زد :
_خب حرفی داشتید
نامجون گفت:
_ات راستش ....
ادامه دارد ....
سلامممم
این پارت رو گذاشتم به مناسبت ۷۰۰ تاییمون
امید وارم خوشتون اومده باشه
منتظر کامنت های زیباتون هستممم
بای☆
درخواستی>>>
p.3
《یک سال بعد》
_یا جونگکوکا
_هوم ...جانم
_تو لایوت سوتی ندی
_نه حواسم هست
ات کنار جونگکوک
عاشق هم
فقط قرار شد هیچ کس از این که کنار همن بویی نبره
اعضا از این قضیه خبر داشتن
ولی طرفدار ها و کسای دیگه هیچی نمیدونستن
شاید بگید اونا چطوری باهمن
یا جونگکوک چطوری با ات اوکی شد
"فلش بک به ۱۰ ماه پیش "
_اقای جئون
_اه بازم شمایید ...
_میدونم مزاحمتون میشم ولی
_شمارمو میدم تلفونی حرف میزنیم
_عا باشه
_خب بزن.....
_ممنون
_خدافظ
_خدانگهدار
"۲۲ مارس ساعت ۱۰:۳۰"
_بله
_سلام جونگکوک
_سلام
_من اسمم ات هستش
_خب خانم ات ...من نمیتونم که با کسی داخل راب+×"طه باشم
_میدونم ...من احمقم که عاشق یه سلبریتی شدم
شما بگو مگه دست خودم بود
_نه نه اینطوری نگو
خلاصه ات به حدود یک ماه با جونگکوک حرف میزد
جونگکوک کم کم از ات خوشش اومد
بلخره یک روز قرار گذاشتن که همو ببینن و صحبت کنن
قرار شد کسی نفهمه
و تا خود امروز اونا کنار هم بودن
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
لایو تموم شد جونگکوک اومد کنار ات نشست اون رو توی اغوش خودش گرفت
_جونگکوکا
_جانم
_اگه کسی بفهمه ما باهمیم ازم جدا میشی درسته
_ات اینجوری نگو ...هیچ کس قرار نیست بفهمه ما باهمیم
من همیشه کنارت میمونم فهمیدی؟
_اوهوم...دوستت دارم
_منم دوستت دارم
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
چندماه بعد هم گذشت
جونگکوک شد پر هیت ترین
سلبریتی یا همون ایدل
میدونی چرا
چون یه روز داخل لایو
دست ات معلوم بود
همون دست باعث شد
همه همچیو بفهمن
شب بود
ات روی مبل نشسته بود
تا اینکه زنگ ایفون به صدا در اومد
وقتی ات درو باز کرد با اعضا البته بجز جونگکوک مواجه شد
_عا سلام
نامجون لب زد :
_ات میتونیم بیایم تو باهات حرف داریم
_البته بفرمایید
_ممنون
اعضا اومدن داخل
روی مبل ها نشستن
ات لب زد :
_خب حرفی داشتید
نامجون گفت:
_ات راستش ....
ادامه دارد ....
سلامممم
این پارت رو گذاشتم به مناسبت ۷۰۰ تاییمون
امید وارم خوشتون اومده باشه
منتظر کامنت های زیباتون هستممم
بای☆
- ۱۰.۸k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط