چندپارتی
چندپارتی ☆
درخواستی>>>
p.2
ات عاشق شده بود
شاید بگید اون که اصلا جونگکوک رو نمیشناخت و بعدا فهمید کیه
اره ولی ات با یک نگاه ...فقط با یک نگاه عاشق شد
"فن ساین "
کلی طرفدار اونجا حضور داشتن
ات روی صندلی که اونجا قرار داشت نشست
تا فقط جونگکوک رو ببینه
نه از نزدیک از دور
طرفدارا یکی یکی با اعضا حرف میزندند
و ات از اون دور داشت تماشا میکرد
فن ساین تموم شد همه اونجارو ترک کردن
《دوماه بعد》
_ببخشید
جونگکوک به طرف صدا برگشت
_بله
_چند لحظه میتونم وقتتون رو بگیرم
_حتما
جونگکوک روبه بادیگارد کرد تا بره
_خب بفرمایید کاری داشتید
_عااا بله...راستش من شمارو توی خیابون دیده بودم
خیلی زیبا و جذاب بودید ...بعد از اینکه تحقیق کردم فهمیدم شخص معروفی هستید
_ممنونم
_راستش ...م..ن از شما خوشم اومده
_ببخشید ولی من نمیتونم
_اخه چرا
_من باید برم
ات دست جونگکوک رو گرفت
_خواهش میکنم قول میدم کسی نفهمه که تو با کسی هستی
_لطفا برید ...هم برای من و هم برای شما بد میشه
_اقای جئون ...
بادیکارد به سمت دختر اومد و اون رو از جونگکوک جدا کرد
جونگکوک سوار ماشین شد
ات روی زمین نشست
_خاک توسر منکه عاشق یه سلبریتی شدم
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
وقتی کسی رو دوست داشته باشی
دیگه برات مهم نیست که
اون کیه
چیه
چندسالشه
زنه یا مرد
حتا خودت رو برای عتراف کردن کوچیک میکنی ....
ادامه دارد....
ترو خدا نظرتون رو بگید که داره خوب پیش میره یا نه چون
نمیدونم خوب هست یا نه حتا نمیدونم چی دارم مینویسم
ازتون نظر میخوام بای☆>>>
درخواستی>>>
p.2
ات عاشق شده بود
شاید بگید اون که اصلا جونگکوک رو نمیشناخت و بعدا فهمید کیه
اره ولی ات با یک نگاه ...فقط با یک نگاه عاشق شد
"فن ساین "
کلی طرفدار اونجا حضور داشتن
ات روی صندلی که اونجا قرار داشت نشست
تا فقط جونگکوک رو ببینه
نه از نزدیک از دور
طرفدارا یکی یکی با اعضا حرف میزندند
و ات از اون دور داشت تماشا میکرد
فن ساین تموم شد همه اونجارو ترک کردن
《دوماه بعد》
_ببخشید
جونگکوک به طرف صدا برگشت
_بله
_چند لحظه میتونم وقتتون رو بگیرم
_حتما
جونگکوک روبه بادیگارد کرد تا بره
_خب بفرمایید کاری داشتید
_عااا بله...راستش من شمارو توی خیابون دیده بودم
خیلی زیبا و جذاب بودید ...بعد از اینکه تحقیق کردم فهمیدم شخص معروفی هستید
_ممنونم
_راستش ...م..ن از شما خوشم اومده
_ببخشید ولی من نمیتونم
_اخه چرا
_من باید برم
ات دست جونگکوک رو گرفت
_خواهش میکنم قول میدم کسی نفهمه که تو با کسی هستی
_لطفا برید ...هم برای من و هم برای شما بد میشه
_اقای جئون ...
بادیکارد به سمت دختر اومد و اون رو از جونگکوک جدا کرد
جونگکوک سوار ماشین شد
ات روی زمین نشست
_خاک توسر منکه عاشق یه سلبریتی شدم
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
وقتی کسی رو دوست داشته باشی
دیگه برات مهم نیست که
اون کیه
چیه
چندسالشه
زنه یا مرد
حتا خودت رو برای عتراف کردن کوچیک میکنی ....
ادامه دارد....
ترو خدا نظرتون رو بگید که داره خوب پیش میره یا نه چون
نمیدونم خوب هست یا نه حتا نمیدونم چی دارم مینویسم
ازتون نظر میخوام بای☆>>>
- ۵.۹k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط