ددی بدجنس من
ددی بدجنس من💅🏻😈
Part8
و رفتن خونه
اوو کوک اینجا چقدر خوشگله
کوک: مخصوص تو ساختنش دوسش داری؟
البته که دوسش دارم
کوک:بیا بریم تا اتاقمون انتخاب کنیم
باشه
کوک:اینجا کلی اتاق داره مختلف رنگارنگ
اووو کوک این همه اتاق تو این خونه گذاشتی چیکار؟
کوک:چمیدونم گفتم شاید نیاز شد
عالیه عشقم من این اتاق خیلی دوست دارم عشقم میشه این اتاقمون باشه
کوک:,اره عزیزم میشه
کوک من خیلی خستم لباسم و عوض میکنم تا بخوابم باشه؟؟
کوک:منم میام فدات بشم
آت رفت تو اتاق دراز کشید داشت خوابش میبرد که کوک آمد
کوک:عزیزم من آمدم
بیا عشقم بیا بغلم... خوابالو
کوک،امدم قربونت برم کوک آت بغل کرد
ساعت ۳ صبح بود که حمله کردن تو خونه آت رو گرفتن
اییی دستم کوکککک از خواب بیدار و کوک کمکم کن
کوک:اتتتتتتت....داد
کوک تروخدا کمکم کن اینا کین
کوک:عشقم آروم باشه
کوک:عوضیا چیکارش دارین
جانگ:وایییییی چه خانم زیبایی صد درصد برای خودمه
خفه شو حرومزاده
کوک:ولش کن جانک تو با من کار داری کاری به اون نداشته باش
جانگ:دیگه دیره من این خانم خوشگله رو میبرم
جانگ آت رو برد
کوککککک...بلند
جانگ بیهوش کرد
کوک:نکن عوضییییی نبرشششش....عربده
جانگ با ماشین آن رو برد رفت
کوک:وایی خدا الان چیکار کنم وایسا اعضا
کوک زنک زد به اعضا به تک تکشون گفت که مصلح بشن برای
کوک:مرتیکه پیدات کنم تیکه تیکهت میکنم حرومزاده
جانگ:خانم خوشگله شما چقدر نازی...دست میکشید رو صورتش
نکن عوضی برو گمشو اونور حرومزاده
جانگ:انگار خیلی دوربین باید ادبت کنم ها؟؟؟... عربدهکش
هر غلطی میخوایی بکن...عربدع کش
جانگ:اون زبونتو من ببرم دیگه زد نمیزنی
گوه نخور حرومی هر روز یه دختر زیرته
جانگ:نه بابا توهم میخوایی یکی از اونا باشی
آت پوزخندی زد با همون دستای بسته پای بستش زد زیر پای جانک
اخیششششش چسبید بیشتر سرت بیاد حرومی
جانگ:چیکار میکنی عوضییییی....عربده
کار درست
جانگ:ببریدش اتاق شکنجه
دستای آن رو باز کردم بردنش اتاق شکنجه جانک شلاق تیغ دار برداشت
جانگ:۴۰۰ تا میزنم من میزنم تو بشمار...پوزخند
شروع کرد به زدن
به ۸می نرسید آت از حال رفت ولی جانک ۴۰۰ تا رو کامل زد
کوک:بچه ها به چیزی رسیدید
نامجون:کوک من یه آدرس ازش پیدا کردم
جین:منم کل سند خانوادگیش پیدا کردم
جیمین:من همه رو مصلح کردم
شوگا:من نقشه رو کشیدم همه چیز حاضره
تعیونگ:کوک نقشه هارو حاضر کردم تو ماشینن
جیعوپ:کوک منم غذای کافی تیر و کمک های اولیه ۱۰۰ گذاشتم
کوک:خوبه عالیه باید حرکت کنیم
اعضا: چشم
کوک و اعضا حرکت کردن سمت مکان
جانگ تصمیم داشت به آت تجاوز کنه لبای آت رو بزور میبوسید بدنش و لمس میکرد سر گردنش و پر کرده بود کیس مارک آن تقلا میکردم نمیتونستم از دستش فرار کنه
کوک:بادیگاردا
بادیگاردا:بله آقا
کوک: شما برید از پشت خونه ماها رو پوشش بدین
بادیگاردا:چشم ارباب
کوک:زود باشید
یکی از بادیگاردا:ارباب راه بستس
کوک:ای حرومی راه بسته
کوک: جیمین برو در بشکن
جیمین:باشه
منتظرم
کوک:جیهوب با چندتا بادیگارد برو داخل با صدا خفه کن بادیگارداشو بکش
جیعوپ:باشه
کوک:بقیه همتون دنبال کن بیایید
کوک رفت پشت خونه هم با لگد راه و باز کردن رفت تو کوک اشاره کرد
کوک:هی جک تو از این ور برو یا ۵ تا بادیگارد
جین توهم از این ور برو نامجون و شوگا با شما دنا بادیگاردا دنبال من بیایین
جک وقتی اوضاع خوب شدتو بیسیم بهم خبر بده
جک:چشم ارباب
کوک:زود باش برو
جانگ رفت سمت پاهای آن داشت لباساشو درمیآورد تا اینکه...
تا پارت بعد بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
Part8
و رفتن خونه
اوو کوک اینجا چقدر خوشگله
کوک: مخصوص تو ساختنش دوسش داری؟
البته که دوسش دارم
کوک:بیا بریم تا اتاقمون انتخاب کنیم
باشه
کوک:اینجا کلی اتاق داره مختلف رنگارنگ
اووو کوک این همه اتاق تو این خونه گذاشتی چیکار؟
کوک:چمیدونم گفتم شاید نیاز شد
عالیه عشقم من این اتاق خیلی دوست دارم عشقم میشه این اتاقمون باشه
کوک:,اره عزیزم میشه
کوک من خیلی خستم لباسم و عوض میکنم تا بخوابم باشه؟؟
کوک:منم میام فدات بشم
آت رفت تو اتاق دراز کشید داشت خوابش میبرد که کوک آمد
کوک:عزیزم من آمدم
بیا عشقم بیا بغلم... خوابالو
کوک،امدم قربونت برم کوک آت بغل کرد
ساعت ۳ صبح بود که حمله کردن تو خونه آت رو گرفتن
اییی دستم کوکککک از خواب بیدار و کوک کمکم کن
کوک:اتتتتتتت....داد
کوک تروخدا کمکم کن اینا کین
کوک:عشقم آروم باشه
کوک:عوضیا چیکارش دارین
جانگ:وایییییی چه خانم زیبایی صد درصد برای خودمه
خفه شو حرومزاده
کوک:ولش کن جانک تو با من کار داری کاری به اون نداشته باش
جانگ:دیگه دیره من این خانم خوشگله رو میبرم
جانگ آت رو برد
کوککککک...بلند
جانگ بیهوش کرد
کوک:نکن عوضییییی نبرشششش....عربده
جانگ با ماشین آن رو برد رفت
کوک:وایی خدا الان چیکار کنم وایسا اعضا
کوک زنک زد به اعضا به تک تکشون گفت که مصلح بشن برای
کوک:مرتیکه پیدات کنم تیکه تیکهت میکنم حرومزاده
جانگ:خانم خوشگله شما چقدر نازی...دست میکشید رو صورتش
نکن عوضی برو گمشو اونور حرومزاده
جانگ:انگار خیلی دوربین باید ادبت کنم ها؟؟؟... عربدهکش
هر غلطی میخوایی بکن...عربدع کش
جانگ:اون زبونتو من ببرم دیگه زد نمیزنی
گوه نخور حرومی هر روز یه دختر زیرته
جانگ:نه بابا توهم میخوایی یکی از اونا باشی
آت پوزخندی زد با همون دستای بسته پای بستش زد زیر پای جانک
اخیششششش چسبید بیشتر سرت بیاد حرومی
جانگ:چیکار میکنی عوضییییی....عربده
کار درست
جانگ:ببریدش اتاق شکنجه
دستای آن رو باز کردم بردنش اتاق شکنجه جانک شلاق تیغ دار برداشت
جانگ:۴۰۰ تا میزنم من میزنم تو بشمار...پوزخند
شروع کرد به زدن
به ۸می نرسید آت از حال رفت ولی جانک ۴۰۰ تا رو کامل زد
کوک:بچه ها به چیزی رسیدید
نامجون:کوک من یه آدرس ازش پیدا کردم
جین:منم کل سند خانوادگیش پیدا کردم
جیمین:من همه رو مصلح کردم
شوگا:من نقشه رو کشیدم همه چیز حاضره
تعیونگ:کوک نقشه هارو حاضر کردم تو ماشینن
جیعوپ:کوک منم غذای کافی تیر و کمک های اولیه ۱۰۰ گذاشتم
کوک:خوبه عالیه باید حرکت کنیم
اعضا: چشم
کوک و اعضا حرکت کردن سمت مکان
جانگ تصمیم داشت به آت تجاوز کنه لبای آت رو بزور میبوسید بدنش و لمس میکرد سر گردنش و پر کرده بود کیس مارک آن تقلا میکردم نمیتونستم از دستش فرار کنه
کوک:بادیگاردا
بادیگاردا:بله آقا
کوک: شما برید از پشت خونه ماها رو پوشش بدین
بادیگاردا:چشم ارباب
کوک:زود باشید
یکی از بادیگاردا:ارباب راه بستس
کوک:ای حرومی راه بسته
کوک: جیمین برو در بشکن
جیمین:باشه
منتظرم
کوک:جیهوب با چندتا بادیگارد برو داخل با صدا خفه کن بادیگارداشو بکش
جیعوپ:باشه
کوک:بقیه همتون دنبال کن بیایید
کوک رفت پشت خونه هم با لگد راه و باز کردن رفت تو کوک اشاره کرد
کوک:هی جک تو از این ور برو یا ۵ تا بادیگارد
جین توهم از این ور برو نامجون و شوگا با شما دنا بادیگاردا دنبال من بیایین
جک وقتی اوضاع خوب شدتو بیسیم بهم خبر بده
جک:چشم ارباب
کوک:زود باش برو
جانگ رفت سمت پاهای آن داشت لباساشو درمیآورد تا اینکه...
تا پارت بعد بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
- ۳۶۷
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط