The Boss Savage

The Boss Savage
part35
+به پر و پام نپیچ هایجین!از مگس های سمج و مزاحم خوشم
نمیاد...
بعد از دور شدن مرد زبونش رو با حرص داخل
دهانش چرخوند و فک کج شده اش با دستی که به کمر زده
بود به دختری که از دور نگران نگاهش میکرد به خوبی
میفهموند که اعصابی به شدت خطی خطی داره.
اما کاری از دستش برنمیومد.
هماهنگی ها برای انجام ماموریت انجام شد و هایجین همونجا
اعالم کرد که با پرواز شخصی خودش به سوئ یس سفر میکنن
اما جونگکوک بعد از این حرف هایجین گفت که برای پلن بی
با واگن های باری قطار برای رد گم کنی میتونن سفر
خودشون رو برای حل کردن پرونده آغاز کنن.
همه چیز خوب بود تا وقتی که هنگام خروج از باشگاه در
حالی که فقط خودشون سه نفر اونجا بودن اتفاقی افتاد.
یانگ هی و هایجین جلوتر از جونگکوک در حال حرکت بودن و
بیشتر از پیش برای برگشتن به عمارت و آماده شدن برای
سفرشون از باشگاه فاصله میگرفتن و جونگکوک برای چک
کردن بیرون، از باشگاه خارج شده بود که با شنیدن صدای
بلند ویراژ موتوری توجهش به سمت دیگه ی خیابون جلب
شد.
موتور مشکی رنگی با ایستادن سر کوچه ای که باشگاه درش
قرار داشت در حال گاز دادن های پر شدتی بود و تیپ کامال
مشکی و کاله کاسکت روي سرش اجازه نمیداد جونگکوک
چهره اش رو تشخیص بده.
موتور ناگهانی با زدن تک چرخی شروع به حرکت کرد و
جونگکوک با تعقیب کردن خط تیررس موتور به هایجین و
سانگ هی رسید که به شدت در حال بحث کردن بودن و بدون
توجه به دور و اطرافشون داشتن از خیابون عبور میکردن.
در کسری از ثانیه نگاهش رو بین موتور و هایجین چرخوند و
به سرعت شروع به دویدن کرد و همزمان داد زد:
+هی
هایجین و یانگ هی با شنیدن صدای فریاد جونگکوک به سمت
عقب چرخیدن و هایجین با دیدن موتوری که به سرعت به
سمتشون میومد یانگ هی رو به کناری هل داد اما دیگه برای
نشون دادن ری اکشنی زمان باقی نمونده بود و هایجین با بستن
چشم هاش منتظر برخورد دردناک موتور با بدنش بود.
شرط ها
20 کامنت
12 بازنشر
52لایک
3 فالو
اوکی؟
ببینم چه میکنید
دیدگاه ها (۲۳)

The Boss Savage part34+فقط به خاطر ماموریت دارم باهات کنار م...

میشه حمایت کنید؟نه میشه؟چرا انقدر حمایت کمه؟؟؟هوم؟

از اونجایی که فک میکردم پوستر به فیک نمیاد عوض کردم چطور شده...

The Boss Savage part27با دیدن اخم های فرو رفته ی دختر آب دهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط