کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم “خیال خوش” میخوام
ببخشید این “خنده ها از ته دل” چندن؟
آقا!
این “آرامشا” لحظه ای چند؟
این”بی خیالیا” که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازین “روزایی که بی بغضن” دارین؟
ازین “سالایِ بی رنج” اندازه دل ما دارین؟!
این “شادیا” دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه “زندگی” میخوام
بی زحمت جنس خوبش
دیدگاه ها (۰)

به کجا چنین شتابان؟گون از نسیم پرسید دل من گرفته ز اینجا هوس...

‌‌ای فلــک ، بی آشیـون ‌ تنـهــای تنـهـــا ...

ز دوست آنچه کشیدم سزای دشمن بود!فغان ز دوست که در دشمنی چه ب...

ز دوست آنچه کشیدم سزای دشمن بود!فغان ز دوست که در دشمنی چه ب...

کاش یه مغازه بود

in your eyes

پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط