کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم “خیال خوش” میخوام
ببخشید این “خنده ها از ته دل” چندن؟
آقا!
این “آرامشا” لحظه ای چند؟
این”بی خیالیا” که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازین “روزایی که بی بغضن” دارین؟
ازین “سالایِ بی رنج” اندازه دل ما دارین؟!
این “شادیا” دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه “زندگی” میخوام
بی زحمت جنس خوبش
دیدگاه ها (۰)

به کجا چنین شتابان؟گون از نسیم پرسید دل من گرفته ز اینجا هوس...

‌‌ای فلــک ، بی آشیـون ‌ تنـهــای تنـهـــا ...

ز دوست آنچه کشیدم سزای دشمن بود!فغان ز دوست که در دشمنی چه ب...

ز دوست آنچه کشیدم سزای دشمن بود!فغان ز دوست که در دشمنی چه ب...

عاشقم باش part 9

پارت ۵۱شب کریسمس شده بود و همه به مسافرت و کادو و چیز هایی ا...

love Between the Tides⁶⁵تهیونگ: تو باید بذاری من توضیح بدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط