جنا: اینو بپوش تا گروه اعضای رونی تورو اذیت نکنن
جنا: اینو بپوش تا گروه اعضای رونی تورو اذیت نکنن
& چیزی هست بپوشم تا نیک ازم دور بمونه؟
الکس: هی! سلام دخترااا
& سلام پسر
جنا: سلام
الکس و جنا شروع کردن به بوسیدن همدیگه
& هی هی
جنا: این الکس هستش دوست پسرمه
اونم مثل خودمه
& پس خوش اومدی به کلوپ
تصمیم گرفتم کمی این دور و بر رو بگردم
همه داشتن حال میکردن یه نوشیدنی دستشون بود و درحال رقصیدن بودن
رفتم کناره استخر وایسادم...
و بازم نیکلاس جلو چشمم اومد
داشت گردن دختره رو لیس میزد چندش
انگار متوجه من شده بود و انگشت وسطش رو بهم نشون داد.. پسره الدنگ
رونی: سلام..پس خواهر جدیده نیک تویی
& نمی دونستم انقدر خبر ها زود میرسه
رونی: درسته
چیشده؟ کوکاکولا یا موهیتو؟
& کوکاکولا
بگیرش
& لعنتی توش الکله؟
یه مقدارش.
& نه ممنون
بخورش واست خوبه
& نه ممنون
بخورش تنگ بازی درنیار
مَرده داشت اذیتم میکرد که دیدم نیکلاس اومد و یه مشت زد تو دهنش
_ بار آخرت باشه مهمونی رو خراب میکنی جیبت رو بگیر قبل اینکه بکشمت بزن به چاک
& چرا شماها میخواید همه چی رو با خشونت حل کنید
_ درسته من هنوزم از مشت تو درد دارم
& ولی ما توافق کردیم دیگه سره راه هم قرار نگیریم
کمی از کوکاکولا نوشیدم و اون به دستم زد که باعث شد لیوان از دستم داخل استخر بیفته
& داری چیکار میکنی؟
_ اون احمق نوشیدنی دخترا رو تا دلت بخواد پر میکنه
& چی میگی تو...لعنتی
_ میبرمت خونه
& نه من با ماریو میرم..ماریو...ماریو
_ بیا ببینم
نیکلاس سلین رو کول کرد و گذاشت داخل ماشین تا برن خونه
& آقا من خوبم فقط یکمی احساس گرما میکنم باشه (داره هذیون میگه)
& هی تنهام بزار من فقط سردمه لاشی
& نه پسر دوباره نه نه بزار رانندگی کنم
همیشه دلم میخواست بکی از اینا رو برونم
_ ماشین من؟ عمرا
تو مواد زدی و گواهینامه نداری
& من فقط سرگیجه دارم
هرچند توهم مشروب خوردی
_ فقط یه شات
& آره اما از م^م^ه های یکی دیگه
& تکیلا خوب و نمکی
مخلوط با عرق خوشمزس؟ ها؟
& فروید درمورد ریختن مایعات و اینجوری مکیدن چی میگه
& چیزی هست بپوشم تا نیک ازم دور بمونه؟
الکس: هی! سلام دخترااا
& سلام پسر
جنا: سلام
الکس و جنا شروع کردن به بوسیدن همدیگه
& هی هی
جنا: این الکس هستش دوست پسرمه
اونم مثل خودمه
& پس خوش اومدی به کلوپ
تصمیم گرفتم کمی این دور و بر رو بگردم
همه داشتن حال میکردن یه نوشیدنی دستشون بود و درحال رقصیدن بودن
رفتم کناره استخر وایسادم...
و بازم نیکلاس جلو چشمم اومد
داشت گردن دختره رو لیس میزد چندش
انگار متوجه من شده بود و انگشت وسطش رو بهم نشون داد.. پسره الدنگ
رونی: سلام..پس خواهر جدیده نیک تویی
& نمی دونستم انقدر خبر ها زود میرسه
رونی: درسته
چیشده؟ کوکاکولا یا موهیتو؟
& کوکاکولا
بگیرش
& لعنتی توش الکله؟
یه مقدارش.
& نه ممنون
بخورش واست خوبه
& نه ممنون
بخورش تنگ بازی درنیار
مَرده داشت اذیتم میکرد که دیدم نیکلاس اومد و یه مشت زد تو دهنش
_ بار آخرت باشه مهمونی رو خراب میکنی جیبت رو بگیر قبل اینکه بکشمت بزن به چاک
& چرا شماها میخواید همه چی رو با خشونت حل کنید
_ درسته من هنوزم از مشت تو درد دارم
& ولی ما توافق کردیم دیگه سره راه هم قرار نگیریم
کمی از کوکاکولا نوشیدم و اون به دستم زد که باعث شد لیوان از دستم داخل استخر بیفته
& داری چیکار میکنی؟
_ اون احمق نوشیدنی دخترا رو تا دلت بخواد پر میکنه
& چی میگی تو...لعنتی
_ میبرمت خونه
& نه من با ماریو میرم..ماریو...ماریو
_ بیا ببینم
نیکلاس سلین رو کول کرد و گذاشت داخل ماشین تا برن خونه
& آقا من خوبم فقط یکمی احساس گرما میکنم باشه (داره هذیون میگه)
& هی تنهام بزار من فقط سردمه لاشی
& نه پسر دوباره نه نه بزار رانندگی کنم
همیشه دلم میخواست بکی از اینا رو برونم
_ ماشین من؟ عمرا
تو مواد زدی و گواهینامه نداری
& من فقط سرگیجه دارم
هرچند توهم مشروب خوردی
_ فقط یه شات
& آره اما از م^م^ه های یکی دیگه
& تکیلا خوب و نمکی
مخلوط با عرق خوشمزس؟ ها؟
& فروید درمورد ریختن مایعات و اینجوری مکیدن چی میگه
- ۲۶۹
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط